پرش به محتوای اصلی
قطران تبریزی قطران تبریزی

مقطعات

شمارهٔ ۷۵

ای بسته جفا با دل و گشته ز وفا دور

کرده دل من زار بقول و سخن زور

قول تو نوازم چو مرا دارد غمگین

فعل تو مرا همچو ترا دارد رنجور

گفتم بنهم بر دگری نام تو آخر

تا چون تو نباشد بهمه شهری مشهور

گر نام بدیرا ببهی بر بنهندی

زود این ز بهی دور شدی آن ز بدی دور

بر سنگ سیه نام نهادندی یاقوت

بر خاک سیه نام نهادندی کافور

گل را بنگارند ولیکن ندهد بوی

مه را بنگارند ولیکن ندهد نور

نه حور شود دیو گرش نام نهی دیو

نه دیو شود حور گرش نام نهی حور

زینراه برون آی زاین اسب فرود آی

تا گنج بلا را نبود جان تو گنجور

ما یکدگران را بنوازیم و بسازیم

هر دور یکی رامش و هردو یکی سور

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۷۷ای توئی بیچارگان را چاره و فریادرس
  2. شمارهٔ ۷۸بوصل اندرون یافتم کام خویش
  3. شمارهٔ ۷۹دلشاد نشستم بمقام پدر خویش
  4. شمارهٔ ۸۰رهی سوار و جوان و توانگر از ره دور
  5. شمارهٔ ۸۱خزان ببرد بهاء همه بهار ز باغ
  6. شمارهٔ ۸۲دیر پیوند بتی زود کسل
  7. شمارهٔ ۸۳ایا چراغ شهان جهان امیر اجل
  8. شمارهٔ ۸۴به اورمزد و مه تیر ای امید کرام
همه‌ی مقطعات ←

قطران تبریزی درباره‌ی قطران تبریزی

شرف‌الزمان حکیم ابومنصور قطران عضدی تبریزی (زادهٔ سال نامعلوم در در روستای شادباد مشایخ از توابع تبریز، درگذشته به سال ۴۶۵ هجری قمری مدفون در مقبرة الشعرای تبریز)، شاعر ایرانی سدهٔ پنجم هجری، هم‌دوران با شدادیان و روادیان است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.