پرش به محتوای اصلی
قطران تبریزی قطران تبریزی

مقطعات

شمارهٔ ۲۷

فراق دیدن جانان دل و جانم دژم دارد

دلم پر آب و چین دارد تنم پر تاب و خم دارد

کسی کو گم کند یاری که ده خوبی بهم دارد

سزد گر نالد از دردش ولیکن سود کم دارد

ایا شاهی که تیغ تو زمین را زیر دم دارد

فلک فرق همه شاهان ترا زیر قدم دارد

زمین اندر عدم گوهر فزون از آب کم دارد

بجود از تو کند موجود و جود اندر عدم دارد

مرنجان جان بغم چندین که جان بیمار غم دارد

ازیرا کز سقیمی جان بر اینسان هم سقم دارد

تنم بر دل بر انبازان سزد گر دل دژم دارد

قضای ایزدی خواندن ستم بر وی ستم دارد

بهر جائی که او باشد بخوبی چون حرم دارد

خدای ما بجان ما فزون زین خود کرم دارد

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۲۹خدایگان جهان را طبیب دارو داد
  2. شمارهٔ ۳۰ماهی دل من بر دو دل خویش بمن داد
  3. شمارهٔ ۳۱دل مسکین مرا کژدم دوری بگزید
  4. شمارهٔ ۳۲رنگ زمین زرد گشت و طبع هوا سرد
  5. شمارهٔ ۳۳خدایگانا با تو زمانه ساخته باد
  6. شمارهٔ ۳۴خدایگانا چشم دلت فروخته باد
  7. شمارهٔ ۳۵چو باد خزان بر درختان وزید
  8. شمارهٔ ۳۶تا جهان باشد بکام و نام شاهنشاه باد
همه‌ی مقطعات ←

قطران تبریزی درباره‌ی قطران تبریزی

شرف‌الزمان حکیم ابومنصور قطران عضدی تبریزی (زادهٔ سال نامعلوم در در روستای شادباد مشایخ از توابع تبریز، درگذشته به سال ۴۶۵ هجری قمری مدفون در مقبرة الشعرای تبریز)، شاعر ایرانی سدهٔ پنجم هجری، هم‌دوران با شدادیان و روادیان است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.