پرش به محتوای اصلی
قطران تبریزی قطران تبریزی

قصاید

شمارهٔ ۵۹ - در مدح ابوالخلیل جعفر

ای ماه خوش حدیث و نگار نکو کنار

با شاخ زی من آر یکی نازه کو کنار

کرده تهی ز دانه زمانه میان او

کرده پر آب لاله همه تنش روزگار

ماند بمانده ناری بر شاخ نار بر

بگداخته بنار درون دانه های نار

زان آب نار و لاله بپیمانه می خورند

آزادگان بنام شهنشاه تاجدار

خورشید روزگار جهاندار بوالخلیل

جعفر که هست مفخر میران روزگار

چون او نیافرید خدا هیچ تاج بخش

چون او نپرورید جهان هیچ نامدار

آنکس که هست ناصح او تاجدار باد

وآنکس که هست حاسد او باد تاج دار

خرم شود ز زائر چون مفلس از درم

شادان شود ز سائل چون عاشق از نگار

مجلس چنو ندید ببزم اندرون جواد

میدان چنو ندید برزم اندرون سوار

در حلق دشمنانش زانده بود کمند

در دست دوستانش ز شادی بود سوار

تا آفریدگار جهان را بیافرید

چون او نیافرید بفضل آفریدگار

مانند چرخ علم دو گیتی نگاشته است

بر طبع او جهان چو بپولاد بر نگار

چونانکه گاه مردی شاهان شکار او

گنجش بگاه رادی خواهنده را شکار

مردی و مردمی بجهان گشت زو پدید

رادی و راستی بزمین زو شد آشکار

تا شاد کام باشد با ناز و نوش جفت

تا سوگوار باشد با درد و رنج یار

خیل موافقانش باشند شادکام

قوم منافقانش بادند سوگوار

بر شاه باد خرم و فرخنده فرودین

چشم عدوش دائم چون ابر نوبهار

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۶۱ - در مدح ابونصر محمد ( مملان )باشد بجهان عید همه ساله بیکبار
  2. شمارهٔ ۶۲ - در مدح ابوالخلیل جعفربا ماه تو تا مشک شد برابر
  3. شمارهٔ ۶۳ - در مدح ابومنصوربتا گل رخ تو کرده از بنفشه سپر
  4. شمارهٔ ۶۴ - در مدح ابودلفبتی سرو بالا و سرو سمنبر
  5. شمارهٔ ۶۵ - در مدح ابوالمعمربتی که راستی از قد او رباید تیر
  6. شمارهٔ ۶۶ - در مدح ابومنصوربلای غربت و تیمار عشق و فرقت یار
  7. شمارهٔ ۶۷ - در مدح ابوالخلیل جعفربفرخ فال و خرم بخت و میمون روز و نیک اختر
  8. شمارهٔ ۶۸ - در مدح ابودلف شاه نخجوانتا بیشتر زند به دلم عشق نیشتر
همه‌ی قصاید ←

قطران تبریزی درباره‌ی قطران تبریزی

شرف‌الزمان حکیم ابومنصور قطران عضدی تبریزی (زادهٔ سال نامعلوم در در روستای شادباد مشایخ از توابع تبریز، درگذشته به سال ۴۶۵ هجری قمری مدفون در مقبرة الشعرای تبریز)، شاعر ایرانی سدهٔ پنجم هجری، هم‌دوران با شدادیان و روادیان است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.