پرش به محتوای اصلی
قطران تبریزی قطران تبریزی

قصاید

شمارهٔ ۱۹۲ - در مدح ابونصر مملان

ای ترا کرده خدا بر ملکان بار خدای

شکر بادا که ترا داد بما باز خدای

جان و دل باز نیامد بتن خسته ما

تا ترا باز نیاورد جهاندار بجای

چو شبانی تو و ما چون رمه و فتنه چو گرگ

بی شبان گرگ بود در رمه ها بره ربای

تنگ بد گیتی از درد تو بر مردم شهر

تیره بد خورشید از هجر تو بر بام و سرای

شاید ار کور بدین فتح شود روشن چشم

شاید ار لال بدین مژده شود شعر سرای

ز خبرهای خلاف و ز سخنهای دروغ

خلق را بود روان و دل و جان اندر وای

بنده را درد تو از پای بیفکند بلی

بنده بی فر خداوند کجا دارد پای

بی خداوند دل بنده بیک بار بسوخت

شاید ار زنده شودزین خبر ای بار خدای

هرکه را مار همه عمر بیک بار گزید

دائم او را رسن و پیسه بود مار نمای

زان کجا شاه جهان بنده نواز است بطبع

شاید ار بنده همه ساله شود شاه ستای

ای ولی را شده چون نوش طرب نوش گوار

وی عدو را شده چون نیش بلا نیش گزای

بخت بنشاند ترا باز بکام اندر تخت

جان خصمان ترا کرد از آن اندر وای

خادم خانه تو باید صد میر چو خان

رهی رایت تو شاید صد شاه چو رای

تا تو باشی نگراید سوی تو دست بدی

که ترا سوی بدی هرگز نگراید رای

باد پیوسته گشاده در نیکی بتو باز

تا جهانست و بدو نیک غم و بند گشای؟

تا که آهن چو فتد در نم گیرد زنگار

باد شمشیر تو از روی جهان زنگ زدای

این زمان تا که همی ماند تو نیز بمان

و اسمان تا که همی پاید تو نیز بپای

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۱۹۴ - در مدح فخرالامراء امیر ابوالمعالیای ماه شبه زلف مشک خالی
  2. شمارهٔ ۱۹۵ - فی الرثاءای میر بسان مصطفی بودی
  3. شمارهٔ ۱۹۶ - در مدح ابونصر محمدای نگاری که ز دل کفر و ز رخ دین آری
  4. شمارهٔ ۱۹۷ - فی المدیحهبار خدایا بسی عذاب کشیدی
  5. شمارهٔ ۱۹۸ - در مدح ابونصر مملانبتی را که بودم بدو روزگاری
  6. شمارهٔ ۱۹۹ - در مدح ابوالخلیل جعفرپوشیده مشگ ز ابر سیه چرخ چنبری
  7. شمارهٔ ۲۰۰ - در مدح امیر ابونصر جستانخریدم به دل دلبری رایگانی
  8. شمارهٔ ۲۰۱ - در مدح ابونصر مملاندلا تا تو اندر هوان و هوائی
همه‌ی قصاید ←

قطران تبریزی درباره‌ی قطران تبریزی

شرف‌الزمان حکیم ابومنصور قطران عضدی تبریزی (زادهٔ سال نامعلوم در در روستای شادباد مشایخ از توابع تبریز، درگذشته به سال ۴۶۵ هجری قمری مدفون در مقبرة الشعرای تبریز)، شاعر ایرانی سدهٔ پنجم هجری، هم‌دوران با شدادیان و روادیان است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.