پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

ملمعات ترکی

شماره ۲: بیا، ای ساقی جان‌ها، بیار آن باده در گلشن

بیا، ای ساقی جان‌ها، بیار آن باده در گلشن

به غایت خوشدلم کان یار می‌پرسد که: سن کیم سن؟

به جانان گفتم: ای دلبر، خرابم از غمت یکسر

ولی می‌خوانم این از بر: بو سوز نی سین ایشماس سن

زهی الطاف بی‌پایان، که می‌یابد دلم پنهان

سلامم کرد و جامم داد و زانو زد که: سن ایچ سن

مرا می‌گوید آن جانان چه حیرانی و سرگردان؟

صفاقیل سن، وفا قیل سن، اگر سم عاشقی قیل سن

میان گلشن حسنت هزاران گل به بار آمد

ویران بولماس تور اول بستان اگر بیر چیچکی سون سن

بیا، ای روشنی جان، که هم جانی و هم جانان

بوزون گلشن سوزون روشن روش مولدی که سلطان سن

ز فیضت خاطر قاسم همیشه شاد می‌باشد

که این فیض از تو می‌یابد، اگر توقوز اگر توقسن

ادامه‌ی ملمعات ترکی

  1. شماره ۴بیر باغچه یتم برردی اقول المه
همه‌ی ملمعات ترکی ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.