پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

مراثی

شمارهٔ ۱

سرور سینه من از فروغ روی تو بود

ولی بسوخت بدرد تو جان غم فرسود

کجاست سرور رندان فقیر میر غیاث؟

کجاست عاشق حق، رند عاقبت محمود؟

بهر نفس که نمود او ز مهر روی بمن

چه گویم آنکه ازان رو مرا چه روی نمود؟

بهر سخن که همی گفتمی ز سر خدا

درین دیار مرا محرمی بجز تو نبود

کنون بجمله خراسان کسی نمی بینم

که پهلوی تو نشیند ببارگاه شهود

دریغ یار گرامی! دریغ عمر عزیز!

ز قاسمی بروانت سلام باد و درود

بقا بقای خدا باد و ملک خدا

چه حاصلست ازین پنج روزه معدود؟

گر آدمی بجهان صد هزار سود کند

ولی چو عاقبت الامر رفتنست چه سود؟

دو روزه عمر اگر صرف راه یار کنی

زهی سعادت جاوید و دولت مسعود!

ادامه‌ی مراثی

  1. شمارهٔ ۳یارب، بحق آنکه تویی عالم اسرار
همه‌ی مراثی ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.