پرش به محتوای اصلی
قاآنی قاآنی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸

ای شوخ نازپرور آشوب عقل و دینی

طیب بهار خلدی زیب نگار چینی

کم مهر و زود خشمی گلچهر و شوخ چشمی

طرار و دلفریبی طناز و نازنینی

عیدی از آن شر‌یفی روحی از آن لطیفی

حوری از آن جمیلی نوری از آن مبینی

سروی ولی روانی جانی ولی عیانی

ماهی ولی تمامی مایی ولی معینی

در حلق تشنه کامان یک جرعه سلسبیلی

درکام تلخ عیشان یک کوزه انگبینی

آهوی مشک مویی طاووس بذله گویی

شمشاد سروقدی خورشید مه جبینی

پروردهٔ بهشتی همشیرهٔ سهیلی

نوباوهٔ بهاری فرزند فرودینی

یک جویبار سروی یک بوشان تذروی

یک باغ لاله برگی یک دسته یاسمینی

یک مشرق آفتابی یک خانه ماهتابی

یک عرش روح قدسی یک خلد حور عینی

چون طعنهٔ رقیبان در هجر جانگدازی

چون نکتهٔ ادیبان در وصل دلنشینی

همزاد روح پاکی گرچه زآب و خاکی

عم زاد حور عینی گرچه ز ماء و طینی

از حلقهای گیسو داود درع سازی

وز لعل روح‌پرور عیسای جم نگینی

تشویر نار نمرود از چهر پرفروغی

تصویر مار ضحاک از زلف پر ز چینی

باک از خزان نداری گویی گل بهشتی

ارزان به کف نیایی مانا دُر ثمینی

بوسیدن لب تو فرضست برخلایق

تا شاه راستان را مداح راستینی

فرمانده سلاطین جمجاه ناصرالدین

آن کش سپهر گوید تو پور آتبینی

ای کز سنان سر پخش‌ آجال را ضمانی

وی کز بنان زر بخش آمال را ضمینی

شاهنشه جهانی فرمانده مهانی

آسایش زمانی آرایش زمینی

در رزم بی‌مثالی در بزم بی‌همالی

در عزم بی‌نظیری در حزم بی‌قرینی

مسجود شرق‌ و غربی‌ محسود روم‌ و روسی

بنیان عقل و شرعی برهان داد و دینی

دارای تاج و گنجی داروی درد و رنجی

منشور دین و دادی منشار کفر و کینی

کوهی چو بر سمندی شیری چو با کمندی

چرخی چو باکمانی دهری چو درکمینی

در حمله روز ناورد چابکتر ازگمانی

در وقعه پیش دشمن ثابت‌تر از یقینی

تندر چگونه غرّد تو گاه کین چنانی

خنجر چگونه برّد در نظم دین چنینی

چون حزم زودیابی چون حلم دیر خشمی

چون فکر دورسنجی چون عقل پیش‌بینی

با قدرت قبادی بافرهٔ فرودی

با شوکت ینالی با مکنت تکینی

با صولت کیانی با دولت جوانی

با همت بلندی با فکرت متینی

شاه ملک شعاری شیر فلک شکاری

ایام را یساری اسلام را یمینی

هم عقل را قوامی هم عدل را نظامی

هم شرع را امانی هم ملک را امینی

هم مکرمت شعاری هم مملکت طرازی

هم مسألت پذیری هم معدلت گزینی

بحر سحاب خیزی چون از بر سریری

بدر شهاب تیری چون بر فراز زینی

ملک ترا هماره حق ناصر و معین باد

زانسان که دین حق را تو ناصر و معینی

پیوسته بر سراپات از عرش آفرین‌ باد

زآنروکه پای تا سر یک عرش آفرینی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۰دلبران اخترند و تو ماهی
  2. غزل شمارهٔ ۷۱به هر چه وصف نمایم  تو را به زیبایی
  3. غزل شمارهٔ ۷۲تو در خوبی و زیبایی چنان امروز یکتایی
  4. غزل شمارهٔ ۷۳تو را رسم‌ست اول دل‌ربایی
  5. غزل شمارهٔ ۷۴نامدی دوش و دلم تنگ شد از تنهایی
  6. غزل شمارهٔ ۷۵این چه حالست که از سرکله انداخته‌ای
  7. غزل شمارهٔ ۷۶دارم نگار سنگ‌دل سیم‌سینه‌ای
همه‌ی غزلیات ←

قاآنی درباره‌ی قاآنی

میرزا حبیب الله شیرازی متخلص به قاآنی فرزند محمدعلی گلشن از شعرای نامدار عهد قاجار است. وی در سال ۱۲۲۳ هجری قمری در شیراز متولد شد، تحصیلات مقدماتی را در همان شیراز گذراند. او در اوان جوانی عازم مشهد شد تا در آنجا به ادامهٔ تحصیل بپردازد. در سفر به تهران شعری در مدح فتحعلی شاه سرود و از وی لقب مجتهد الشعرا گرفت. قاآنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.