پرش به محتوای اصلی
قاآنی قاآنی

قصاید

قصیدهٔ شمارهٔ ۶۰ - در ستایش شاهنشاه جمجاه محمد شاه غازی طاب ا‌لله ثراه فرماید

الا تدارک ماه صیام بایدکرد

خلاف عادت شرب مدام باید کرد

به مصلحت دو سه روزی نماز باید کرد

ز می قعود و به تقوی قیام بایدکرد

ز بانگ زیر و بم مقریان بد آواز

به خویش عیش شبانگه حرام باید کرد

ز بهر حفظ سلامت جز این علاجی نیست

که ‌گوش هوش به وعظ امام باید کرد

امام را چو به منبر درآید از در وعظ

لقب خلیفه خیرالانام باید کرد

ز می کشان به صراحت‌ گریز باید جست

به زاهدان به ضرورت سلام بایدکرد

هزار مفسده خیزد ز ازدحام عوام

به زهد چارهٔ این ازدحام باید کرد

به نزد مفتی در هرکجا که بنشیند

ستاده دست به‌ کش احترام باید کرد

به هرچه‌گوید تسلیم صرف باید بود

به هرچه خواند تصدیق تام بایدکرد

خوش آمدی که به بهتر خواص کس نکند

کنون ز بیم به‌ کمتر عوام باید کرد

چو چنگ و جام همه ننگ و نام داد به باد

یکی ز نو طلب ننگ و نام بایدکرد

به بزم رندان‌گیسوی چنگ و بربط را

شبی پریشان در سوگ جام باید کرد

ز فرط رندی ما آن غزال وحشی بود

به زهد و تقویش این ماه رام باید کرد

به شام عید نماید چو ماه نو ابرو

نظر نخست به ماهی تمام بایدکرد

بدان دو طرهٔ عاشق‌کشی‌که می‌دانی

بسان حبل متین اعتصام باید کرد

طناب در گلوی شیخ شهر باید بست

روانه‌اش بر قایم مقام باید کرد

به‌هوشیاری و مستی رهیست چون به خدا

ازین دوکار ندانم‌کدام بایدکرد

ولی طببعت از آنجا که سرکشست و حرون

ز حکمتش به سر اندر لجام باید کرد

نه در طریقهٔ رندی حریص باید بود

نه در صلاح و ورع اقتحام باید کرد

به‌خویش خوش نبود التزام هیچ عمل

به جز مدیح ملک‌کالتزام بایدکرد

رضای خسرو عادل رضای بارخداست

درین مقدمه نیک اهتمام باید کرد

پس از نیایش‌گیهان خدا و نعت رسول

ستایش شه کیوان غلام باید کرد

خدیو راد محمد شه آفتاب ملوک

که شکر نعت او بر دوام باید کرد

بلند پایه خدیوی‌که قصر جاهش را

قیاس از آن سوی نور و ظلام باید کرد

ثنای حضرت او بر دوام باید گفت

دعای دولت او صبح و شام بایدکرد

ز اشک ‌چشم حسودن محیط‌ باید ساخت

ز دود مطبخ جودش غمام باید کرد

بقای دهر اگر رو به‌کوتهی آرد

ز دور دولت او عمر وام باید کرد

وگر خدای بطی زمان دهد فرمان

به عهد شوکت او اختتام باید کرد

زبان تیغش چون آید از نیام برون

ز بیم تیغ زبان در نیام باید کرد

ز روزه تلخ شودکام لاجرم بر شاه

بسیج معذرت از طبع خام باید کرد

گدای درگه شاهنشهست قاآنی

چه شکرها که ازین احتشام باید کرد

تمام باد ز شه ‌کار ملک تا محشر

حدیث را به همین جا تمام باید کرد

ادامه‌ی قصاید

  1. قصیدهٔ شمارهٔ ۶۲ - در ستایش نواب شاهزادهٔ رضوان جایگاه فریدون میرزا حکمران فارس طاب الله ثراه فرمایدماهم ز در درآمد و بر من سلام کرد
  2. قصیدهٔ شمارهٔ ۶۳ - در مدح شجاع‌السلطنه حسنعلی میرزا گویدباد نوروزی شمیم عطر جان می‌آورد
  3. قصیدهٔ شمارهٔ ۶۴ - در ستایش پادشاه رضوان جایگاه مروج ملت نبی حجازی محمدشاه غازی طاب ثراه‌ گویدساقی بده رطل گران زان می که دهقان پرورد
  4. قصیدهٔ شمارهٔ ۶۵ - در ستایش نایب السلطنهٔالعلیه ولیعهد عباس شاه مبرور فرخ نیای پادشاه منصور و تفنن به مدح قایم‌مقام فرمایدچون خواست کردگار که گیتی نظام گیرد
  5. قصیدهٔ شمارهٔ ۶۶ - د‌ر ستایش شاهزاده‌ ی کیوان سریر اردشیر میرزا ‌دام‌ اقباله فرمایدصبح آفتاب چون ز فلک سر زد
  6. قصیدهٔ شمارهٔ ۶۷ - در ستایش مولای متقیان امیر مؤمنان علی بن ابیطالببجز لب تو کزو گفت شکرین خیزد
  7. قصیدهٔ شمارهٔ ۶۸ - در مدح شاهزاده شجاع السلطنه حسنعلی میرزاای صفاهان مژده کاینک شاه دوران می رسد
  8. قصیدهٔ شمارهٔ ۶۹ - د‌ر مدح شجاع ا‌لسلطنه حسنعلی میرزا طاب ‌ثراه گویدمگر شرمنده از تیغ شه و ابروی جانان شد
همه‌ی قصاید ←

قاآنی درباره‌ی قاآنی

میرزا حبیب الله شیرازی متخلص به قاآنی فرزند محمدعلی گلشن از شعرای نامدار عهد قاجار است. وی در سال ۱۲۲۳ هجری قمری در شیراز متولد شد، تحصیلات مقدماتی را در همان شیراز گذراند. او در اوان جوانی عازم مشهد شد تا در آنجا به ادامهٔ تحصیل بپردازد. در سفر به تهران شعری در مدح فتحعلی شاه سرود و از وی لقب مجتهد الشعرا گرفت. قاآنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.