پرش به محتوای اصلی
قاآنی قاآنی

قصاید

قصیدهٔ شمارهٔ ۴۹ - در ستایش حاجی آقاسی رحمه‌الله فرماید

شب ‌گذشته‌ که آفاق را ظلام‌ گرفت

ز تاب مهر زمین رنگ سیم خام‌ گرفت

شب سیاه چو دزدان ز تاب ماه‌کمند

به کف نهاد و همی راه کوی و بام گرفت

به سام روز مگر نوح دهر نفرین کرد

که بی‌جنایت معهود رنگ حام‌گرفت

چو یام گشت جدی‌غرقه چون ‌طلیعهٔ صبح

نمود جودی وکشتی بر او مقام‌ گرفت

طناب فکرتم آن شب چنان دراز کشید

که رفت و دامن این نیلگون خیام گرفت

خیال خلق پیمبر گذشت در دل من

ز بوی مشک مرا عطسه در مشام گرفت

براق مدح چنان ‌گرم بر فلک راندم

که توسنم را روح‌القدس لجام‌گرفت

سمند کلک من آن سو ترک ز عرش‌ چمید

چو در میان سه انگشت من خرام گرفت

فضای خلوت دل تنگ شد به شاهد رو‌ح

ز بس که عیش و طرب بر دلم زحام گرفت

چو بخت خواجه بدم تا سحر‌هان بیدار

چو بختش این صفت از حی لایام گرفت

سحر چو ریخت فلک ‌گرد مهر‌های سپید

ز جرم خور به سر این طشت‌ زردفام‌‌ گرفت

ز کُه برآمد آن سرخ شیر زرد مژه

که گرد خود مژهٔ زرد خود کنام گرفت

سپید آهوکان خورد آن غضنفر سرخ

که زرد مژهٔ او تیزی از سهام ‌گرفت

چو صایدان بگرفت آن سپید طایرکان

چو بر کتف زرسنهای زرد دوام ‌گرفت

بتم چو یوسف مصری رسید و نیل خطش

سواد خطهٔ ری در سواد شام‌گرفت

مَهَم ز ابرو آهیخت تیغ و مهر از نور

از این دو تیغ ندانم جهان کدام گرفت

به ماه چهره پریشید طُرَگان سیاه

دوباره شب شد و آفاق را ظلام‌گرفت

چو باز چهره نمود از میان چنبر زلف

ز رنگ طلعت او شام رنگ بام‌ گرفت

دلم به زلف وی از هرطرف‌ که روی نمود

سیاهی شب یلدا ورا زمام‌گرفت

سهیل‌ گفتی از آسمان دوید به زیر

به جای بادهٔ‌گلرنگ جابجام‌گرفت

چنین شراب به شوخی چنان حرام بود

صواب ‌کرد که صوفی به ما حرام‌ گرفت

چو مست گشت و ز جا جست و بوسه داد بُتم

لبم شمیم گل و نکهت مدام گرفت

چه گفت گفت که هر لب که مدح خواجه کند

ببایدش ز لب س به بوسه‌کام‌گرفت

یمین ملت اسلام حاجی آقاسی

که آفریش ازو شهره‌گشت و نام‌گرفت

ز شوق وصل وی است اینکه معنی از آغاز

ز عرش‌ آمد و پیوند با کلام‌ گرفت

عدوی سردمزاجش چو سنگ سخت ‌دلست

چو آب‌کز خنکی معنی ژخام‌گرفت

ز پرتوی که ضمیرش فکند چون خورشید

به یک اشاره زمیا و زمان تمام‌ گرفت

به نظم دولت و دین کلک ر‌ا چو بست‌ کمر

حسام پادشهان جای در نیام‌گرفت

بلی چرا نرو‌د تیغ صفدران به نیام

که کلک او دو جهان را به یک پیام گرفت

نظام دولت شه کرد جان‌نثاری را

که دولت ملک از طاعتش نظام ‌گرفت

همین نظام ز خواجه است چون به‌ حق نگری

که خواجه گیرد اگر کشوری غلام گرفت

بد از شکوه منوچهر فرِّ سام سوار

که هم به نیروی او بود هر چه سام گرفت

نه از غمام اگر قطره‌یی به بحر چکد

بود ز فیضی‌ کاول ازو غمام ‌گرفت

ظفر دوران ز یسار و یمینش‌کز طاعت

ز خواجه خاتم ‌لعل وز شه‌ حسام‌ گرفت

ایا فرشته‌ گهر خواجه‌یی ‌که قرب ترا

قبول حق سبب فیض مستدام گر‌فت

نعیم ظاهر و باطن که هست هستی را

نخست روز ز یک‌ همت تو وام‌گر‌فت

هرآن جنین که زند مهر مهر تو به جبین

ز حق نشان سعادت به بطن مام ‌گرفت

نخست روز که شد دست دولت تو دراز

ز پیشگاه ازل دامن قیام گرفت

همن نه دولت ای‌ران نظام یافت ز ت‌ر

که ملک روی زمین از تو انتظام‌ گرفت

به بحر مدح تو تا غوطه زد به صدق دلم

بسان سلک ‌گهر نظمم انسجام‌ گرفت

دوام دولت تو خواهم از جهان‌ گرچه

جهان ز تقویت دولتت دوام‌گرفت

به احتشام تو همواره چرخ جهدکنان

اگر چه چرخ ز جهد تو احتشام‌ گرفت

ادامه‌ی قصاید

  1. قصیدهٔ شمارهٔ ۵۱ - و له ایضاً فی مدحهبهادر شه ای شهریاران ‌غلا‌مت
  2. قصیدهٔ شمارهٔ ۵۲ - در ستایش حسین خان خازن شجاع السلطنه گویدتا ابد چشم بد ازگنجور دارا دور باد
  3. قصیدهٔ شمارهٔ ۵۳ - در مطایبه و تخلص به ستایش شاهنشاه فردوس آرامگاه محمد شاه طاب ثراه گویدهر زمانم‌ که به آن ترک سر و کار افتد
  4. قصیدهٔ شمارهٔ ۵۴ - در ستایش شاهنشاه اسلام‌پناه ناصرالدین شاه غازی خلدلله ملکه گویددوش کانجم شد عیان بر این سپهر گرد گرد
  5. قصیدهٔ شمارهٔ ۵۵ - در ستایش پادشاه رضوان جایگاه محمد شاه غازی طاب الله ثراه فرمایدعجبی عجب آن پسر به سر دارد
  6. قصیدهٔ شمارهٔ ۵۶ - در ستایش امیر کامکار محمدحسن‌خان سردار فرمایدفلک‌ خورشید و جنت حور و بستان یاسمن دارد
  7. قصیدهٔ شمارهٔ ۵۷ - در ستایش شاهزاده مبرور شجاع السلطنه حسنعلی میرزا گویدبه کف هر آنکه سر زلف دلستان دارد
  8. قصیدهٔ شمارهٔ ۵۸ - د‌ر ستایش دبیر بی‌نظیر میرزا عبدالله منشی فرمایدهله نزدیک شد ای دل‌ که زمستان‌ گذرد
همه‌ی قصاید ←

قاآنی درباره‌ی قاآنی

میرزا حبیب الله شیرازی متخلص به قاآنی فرزند محمدعلی گلشن از شعرای نامدار عهد قاجار است. وی در سال ۱۲۲۳ هجری قمری در شیراز متولد شد، تحصیلات مقدماتی را در همان شیراز گذراند. او در اوان جوانی عازم مشهد شد تا در آنجا به ادامهٔ تحصیل بپردازد. در سفر به تهران شعری در مدح فتحعلی شاه سرود و از وی لقب مجتهد الشعرا گرفت. قاآنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.