پرش به محتوای اصلی
قاآنی قاآنی

قصاید

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۶ - و‌له ایضاً مدحه

دارد اگرچه بر همه‌کس روزگار دست

دارد به پیش دست و دل شهریار دست

شاه جهان بهادر دوران حسن شه آنک

دارد به خسروان جهان ز افتخار دست

شاهنشهی‌ که بیرون نامد ز آستین

چون دست همتش یکی از صدهزار دست

نگرفته است پیش کسی از ره سئوال

جز پیش ساقی از پس جام عقار دست

ساید ز عز وکوکبه بر نه سپهر پای

دارد ز قدر و مرتبه بر هفت و چار دست

ای داور زمانه‌ که خلق زمانه را

از جود تست پرگهر شاهوار دست

گردون خورد یمین به یسارت که در جهان

دارم من از یمین تو اندر یسار دست

هر کاو ز حضرت تو ببرد ز پویه پای

وآنکو ز خدمت تو بدارد ز کار دست

آن یک به پای خویش‌ گذارد به قید پای

وین یک به‌دست خویش نمایدفکار دست

گردون در انتظام جهان عاجزست از آن

در دامن تو بر زده بی‌اختیار دست

از روشنی تراس چوخورشد چرخ رای

وز مکرمت تراست چو ابر بهار دست

کردی ز بس به جانب هر سائلی دراز

از روی همت ای شه با اقتدار دست

دستی‌کنون دراز نگردد برت ز آز

شستند خلق یکسره از افتقار دست

مهر از در تو روی بتابد به وقت شام

زانروکند ز خون شفق پرنگار دست

گردون‌ که یافت قرب تو بسیار رنج برد

هرکس‌که چیدل شودش پر ز خار دست

تا این ثنات خواند و آن یک دعا کند

سوسن زبان‌گشاده و دارد چنار دست

باکعبتین مهر و مه اینک حریف چرخ

بالاکند اگر ز برای قمار دست

از چار پنج مهره به ششدر در افکنیش

اندر بساط آری اگر یک دو بار دست

هر گه ‌که نوک تیر تو رویین‌تنی‌ کند

از بیم جان به سر زند اسفندیار دست

چون رستم ار پیاده نهی در نبرد پای

کوته‌کند ز رزم تو سام سوار دست

اینک حبیب بهر دعا دست‌کن بلند

چون نیسث به‌مدح شه‌کامگار دست

تا هرکسی ز بهر بقا و دوام خویش

دارد به پیش حضرت پروردگار دست

پیوسته از برای دعای دوام تو

بادا بلند سوی فلک بی‌شمار دست

ادامه‌ی قصاید

  1. قصیدهٔ شمارهٔ ۳۸ - ‌در ستایش کهف الادا‌نی و‌لاقاضی وزیر بی‌نظیر حاجی آقاسی طاب ثراهبر دلم صدهزار نیشترست
  2. قصیدهٔ شمارهٔ ۳۹ - و له ایضاً فی مدحهعاشق بی کفر در شرع طریقت‌ کافرست
  3. قصیدهٔ شمارهٔ ۴۰ - د‌ر مدح سلطان ماضی محمدشاه غازی و حاج میرزا آقاسیهستی دو وجه دارد مخفی و ظاهر است
  4. قصیدهٔ شمارهٔ ۴۱ - د‌ر ستایش شاهزاده ی آزاد‌ه اعتضادالسلطنه علیقلی میرزا دام اقباله فرماید تا لاله به باغ و گل به ‌گلزارست
  5. قصیدهٔ شمارهٔ ۴۲که جلوه‌ کرد که آفاق پر ز انوارست
  6. قصیدهٔ شمارهٔ ۴۳ - د‌ر ستایش شاهزادهٔ علیین و ساد‌ه فرمانفرما فریدون میرزا طاب ثراه فرمایدگاه ط‌رب و رو‌ز می و فصل بهارست
  7. قصیدهٔ شمارهٔ ۴۴ - و له ایضاً فی مدحهروز می و وقت عیش وگاه سرورست
  8. قصیدهٔ شمارهٔ ۴۵ - در گله از حاج اکبر نواب و مدح فخرالعلماء و ذخرالفضلاء ابولحسن الفسوی الشهیر به خان داماد فرمایدترک من آفت چینست و بلای ختن است
همه‌ی قصاید ←

قاآنی درباره‌ی قاآنی

میرزا حبیب الله شیرازی متخلص به قاآنی فرزند محمدعلی گلشن از شعرای نامدار عهد قاجار است. وی در سال ۱۲۲۳ هجری قمری در شیراز متولد شد، تحصیلات مقدماتی را در همان شیراز گذراند. او در اوان جوانی عازم مشهد شد تا در آنجا به ادامهٔ تحصیل بپردازد. در سفر به تهران شعری در مدح فتحعلی شاه سرود و از وی لقب مجتهد الشعرا گرفت. قاآنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.