پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

ساقی نامه

بخش ۶ - نشأه جام سوم

بیا ساقی آن جوهر صاف و پاک

که جمشید برد آرزویش بخاک

بمن ده که جمشیدیم آرزوست

نه با ملک جمشیدیم من به اوست

بیا ساقی آن ساغر سینه سوز

که می سوزد از شوق آن جم هنوز

بمن ده که آتش بهستی زنم

در دین آتش پرستی زنم

بیا ساقی آن راح ریحان شمیم

که کیفیت اوست خلق کریم

بمن ده دلم را گره بر گشای

برویم در راز دیگر گشای

ازین بیش فکر دل ریش کن

بجام سیوم نشأه ام بیش کن

که نطق از سیوم نشأه گویا کنم

رموز دگر بر تو افشا کنم

ادامه‌ی ساقی نامه

  1. بخش ۸ - نشأه جام چهارمبیا ساقی آن لاله باغ ذوق
  2. بخش ۹ - مناظره با عودشبی خواستم بزمی آراستم
  3. بخش ۱۰ - نشأه جام پنجمبیا ساقی آن آب کوثر سرشت
  4. بخش ۱۱ - مناظره با تنبورشبی رِقّتی داشتم در نماز
  5. بخش ۱۲ - نشأه جام ششمبیا ساقی آن جوهر بی بدل
  6. بخش ۱۳ - مناظره با قانونشبی داشتم صحبتی چون ارم
  7. بخش ۱۴ - نشأه جام هفتمبیا ساقی آن شهد شیرین مذاق
  8. بخش ۱۵ - مناظره با مطربشبی داشتم مطربی هم‌نشین
همه‌ی ساقی نامه ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.