پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

قصاید

شمارهٔ ۲۰

فلک ز دور مخالف مگر پشیمان شد

که هرچه در دل ما بود عاقبت آن شد

مقیم زاویه محنت و بلا نشدیم

مقام راحت ما خاک درگه خان شد

ای آفتاب فلک سایه خان فرخ رخ

که از قضا همه دشوار بر تو آسان شد

دمی که حیمه برون زد سپاهت از بغداد

دل تمامی اهل عراق لرزان شد

چو آفتاب برون آمدی فکندی نور

عدو ستاره صفت هر چه بود پنهان شد

قدم بحله نهادی چراغ دولت تو

ز نور قبه صاحب زمان فروزان شد

برای عرض کشیدی در آن فضای شریف

چنان سپاه که هر کس که دید حیران شد

ز بید راز بدی کرد و هم تیغ تو دور

توجه تو بلایی باهل عصیان شد

علم زدی بر ماهیه و ز مقدم تو

فضای رابعه رشک ریاض رضوان شد

کسی که بود گریزان ز تو بهمت تو

نه در حصار گرفتار بند و زندان شد

اگر چه خواست پریشان دل ترا جمعی

هزار شکر که آن جمع خود پریشان شد

بباغ ملک عرب از بهار مقدم تو

گلی شکفت دگر عالمی گلستان شد

مخالفان تو تکیه بر آب می کردند

که صد راه شود سد راه ایشان شد

ز صدق پاک تو آبی که بود اصل حیات

بدفع دشمن جاه تو تیغ بران شد

هوای سرکشی و کبر هر که در سر داشت

گذشت از سر تقلید و بنده فرمان شد

کنون مطیع تو آن اهل کفر را ماند

که از صلابت اهل غزا مسلمان شد

بود تمرد بدخواه جاهت آن کفری

که از ظهور محمد بدل به ایمان شد

بیک سفر که درو حرم دو قلعه گرفت

شکوه و دولت و اقبال تو دو چندان شد

مقررست که این فتحهای بی رحمت

ز یمن صدق درستی عهد پیمان شد

معین است که دارد همیشه دست بفتح

کسی که بنده درگاه شاه مردان شد

امیر تخت نجف پادشاه انس و ملک

که چاکر در او هم ملک هم انسان شد

امام مفترض الطاعتی که طاعت اوست

وسیله که ز حق مستحق غفران شد

بشکر کوش فضولی که حب شاه نجف

ترا حقیقت اسلام و اصل ایمان شد

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۲۲هر که در بزم بلا جام توکل در کشید
  2. شمارهٔ ۲۳زهی دمادم به بوی زلفت مذاق من خوش دماغ من تر
  3. شمارهٔ ۲۴سحر که عامل دین را فزود رونق کار
  4. شمارهٔ ۲۵سپیده دم که شد از اختلاط لیل و نهار
  5. شمارهٔ ۲۶سپیده دم ز می لعل جوی جام بلور
  6. شمارهٔ ۲۷هزار شکر که تقدیر شد زمانه نواز
  7. شمارهٔ ۲۸بسان چنگ بصد پرده می نهفتم راز
  8. شمارهٔ ۲۹ - قصیدهٔ انیس القلب در جواب قصیدهٔ بحر الابرار خاقانیدلم دُرجی‌ست اسرار سخن دُرهای غلتانش
همه‌ی قصاید ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.