پرش به محتوای اصلی
فروغی بسطامی فروغی بسطامی

تضمین‌ها

شمارهٔ ۶

زیب غزل کردم این سه بیت ملک را

تا غزلم صدر هر مراسله باشد:

«دَه‌دله از بهر چیست عاشق معشوق؟!

عاشق معشوق بِه که یک‌دله باشد

با گِله خوش نیست روی خوبِ تو دیدن

دیدن رویت خوش است بی‌گله باشد

طاقت و صبرم نمانده است دگر هیچ

در شب هجرم چه‌قدر حوصله باشد؟!»

دوست نشاید ز دوست در گله باشد

مرد نباید که تنگ‌حوصله باشد

دوش به هیچم خرید خواجه و ترسم

باز پشیمان از این معامله باشد!

راهرو عشق باید از پی مقصود

در قدمش صد هزار آبله باشد

تند مران ای دلیل ره که مبادا

خسته‌دلی در قفای قافله باشد

موی تو زد حلقه بر میانَتَ و نگذاشت

یک سر مو در میانه فاصله باشد

آن که مسلسل نمود طرهٔ لیلی

خواست که مجنون اسیر سلسله باشد

با غزل شاهِ نکته‌سنج فروغی

من چه سرایم که قابل صله باشد؟!

ادامه‌ی تضمین‌ها

  1. شمارهٔ ۸شاه بیت غزل بنده سه بیت از شاه است
  2. شمارهٔ ۹یک دو بیت از شاه می‌خوانم نگارا گوش کن
  3. شمارهٔ ۱۰شیرین دهنا بشنو اشعار خوش خسرو
  4. شمارهٔ ۱۱دوشینه که آن ماه مشک مو را
  5. شمارهٔ ۱۲مطربی زمزمه سر کرد سحر در گل‌زار
  6. شمارهٔ ۱۳برخیز نگارا که ز فرمودهٔ خسرو
  7. شمارهٔ ۱۴نشئه‌ای داده به من دست از این مطلع شاه
  8. شمارهٔ ۱۵دوش در میکده با آن صنم قافیه‌دان
همه‌ی تضمین‌ها ←

فروغی بسطامی درباره‌ی فروغی بسطامی

میرزا عباس فروغی بسطامی غزلسرای بزرگ دوران قاجار در سال ۱۲۱۳ هجری قمری در کربلا زاده شد. بعد از فوت پدر به ایران آمد و نزد عموی خود دوستعلیخان به مازندران رفت. او ابتدا «مسکین» تخلص می‌کرد ولی پس از ورود به دستگاه شجاع‌السلطنه، تخلص خود را به نام فروغ‌الدوله از فرزندان او به «فروغی» تغییر داد. در غزلسرایی شیوهٔ سعدی را...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.