پرش به محتوای اصلی
فردوسی فردوسی

پادشاهی یزدگرد

بخش ۷

دبیر جهاندیده را پیش خواند

دل آگنده بودش همه برفشاند

جهاندار چون کرد آهنگ مرو

به ماهوی سوری کنارنگ مرو

یکی نامه بنوشت با درد و خشم

پر از آرزو دل پر از آب چشم

نخست آفرین کرد بر کردگار

خداوند دانا و پروردگار

خداوند گردنده بهرام و هور

خداوند پیل و خداوند مور

کند چون بخواهد ز ناچیز چیز

که آموزگارش نباید به نیز

بگفت آنک ما را چه آمد بروی

وزین پادشاهی بشد رنگ و بوی

ز رستم کجا کشته شد روز جنگ

ز تیمار بر ما جهان گشت تنگ

بدست یکی سعد وقاص نام

نه بوم و نژاد و نه دانش نه کام

کنون تا در طیسفون لشکرست

همین زاغ پیسه به پیش اندرست

تو با لشکرت رزم را ساز کن

سپه را برین بر هم آواز کن

من اینک پس نامه بر سانِ باد

بیایم به نزد تو ای پاک و راد

فرستادهٔ دیگر از انجمن

گزین کرد بینا‌دل و رای‌زن

ادامه‌ی پادشاهی یزدگرد

  1. بخش ۹وزان جایگه برکشیدند کوس
  2. بخش ۱۰یکی پهلوان بود گسترده‌کام
  3. بخش ۱۱چو ماهوی دل را برآورد گِرد
  4. بخش ۱۲چو بشنید ماهوی بیدادگر
  5. بخش ۱۳چنین داد خوانیم بر یزدگرد
  6. بخش ۱۴کس آمد به ماهوی سوری بگفت
  7. بخش ۱۵چنین تا به بیژن رسید آگهی
  8. بخش ۱۶چو بیژن سپه را همه راست کرد
همه‌ی پادشاهی یزدگرد ←

فردوسی درباره‌ی فردوسی

حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی (زادهٔ ۳۲۹ ه‍.ق، ۳۱۹ ه‍.خ - درگذشتهٔ پیش از ۴۱۱ ه‍.ق، ۳۹۷ ه‍.خ در توس خراسان)، سخن‌سرای نامی ایران و سرایندهٔ شاهنامه حماسهٔ ملی ایرانیان [است]. او را بزرگ‌ترین سرایندهٔ پارسی‌گو دانسته‌اند. نام و آوازه فردوسی در همه جای جهان شناخته و ستوده شده است. شاهنامهٔ فردوسی به بسیاری از زبان‌های زندهٔ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.