پرش به محتوای اصلی
فردوسی فردوسی

پادشاهی خسرو پرویز

بخش ۴۹

چوخراد برزین به خسرو رسید

بگفت آن کجا کرد و دید و شنید

دل شاه پرویز ازان شاد شد

کزان بد گهر دشمن آزاد شد

به درویش بخشید چندی درم

ز پوشیدنیها و از بیش وکم

بهر پادشاهی و خودکامه‌ای

نوشتند بر پهلوی نامه‌ای

که دارای دارنده یزدان چه کرد

ز دشمن چگونه برآورد گرد

به قیصر یکی نامه بنوشت شاه

چناچون بود درخور پیشگاه

به یک هفته مجلس بیاراستند

بهر برزنی رود و می‌خواستند

به آتشکده هم فرستاد چیز

بران موبدان خلعت افگند نیز

بخراد برزین چنین گفت شاه

که زیبد تو راگر دهم تاج و گاه

دهانش پر از گوهر شاهوار

بیاگند و دینار چون صد هزار

همی‌ریخت گنجور در پای اوی

برین گونه تا تنگ شد جای اوی

بدو گفت هرکس که پیچد ز راه

شود روز روشن برو بر سیاه

چو بهرام باشد به دشت نبرد

کزو ترک پیرش برآورد گرد

همه موبدان خواندند آفرین

که بی تو مبیناد کهتر زمین

چو بهرام باد آنک با مهر تو

نخواهد که رخشان بود چهر تو

ادامه‌ی پادشاهی خسرو پرویز

  1. بخش ۵۱وزان پس جوان و خردمند زن
  2. بخش ۵۲ز لشکر بسی زینهاری شدند
  3. بخش ۵۳چو پیروز شد سوی ایران کشید
  4. بخش ۵۴ازآن پس به آرام بنشست شاه
  5. بخش ۵۵وزان پس بسوی خراسان کسی
  6. بخش ۵۶چنین تا برآمد برین چندگاه
  7. بخش ۵۷دوات و قلم خواست ناباک زن
  8. بخش ۵۸دو هفته برآمد بدو گفت شاه
همه‌ی پادشاهی خسرو پرویز ←

فردوسی درباره‌ی فردوسی

حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی (زادهٔ ۳۲۹ ه‍.ق، ۳۱۹ ه‍.خ - درگذشتهٔ پیش از ۴۱۱ ه‍.ق، ۳۹۷ ه‍.خ در توس خراسان)، سخن‌سرای نامی ایران و سرایندهٔ شاهنامه حماسهٔ ملی ایرانیان [است]. او را بزرگ‌ترین سرایندهٔ پارسی‌گو دانسته‌اند. نام و آوازه فردوسی در همه جای جهان شناخته و ستوده شده است. شاهنامهٔ فردوسی به بسیاری از زبان‌های زندهٔ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.