پرش به محتوای اصلی
فردوسی فردوسی

منوچهر

بخش ۵

چنان بد که مهراب روزی پگاه

برفت و بیامد از آن بارگاه

گذر کرد سوی شبستان خویش

همی گشت بر گرد بستان خویش

دو خورشید بود اندر ایوان او

چو سیندخت و رودابهٔ ماه روی

بیاراسته همچو باغ بهار

سراپای پر بوی و رنگ و نگار

شگفتی به رودابه اندر بماند

همی نام یزدان بر او بر بخواند

یکی سرو دید از برش گرد ماه

نهاده ز عنبر به سر بر کلاه

به دیبا و گوهر بیاراسته

به سان بهشتی پر از خواسته

بپرسید سیندخت مهراب را

ز خوشاب بگشاد عناب را

که چون رفتی امروز و چون آمدی

که کوتاه باد از تو دست بدی

چه مردست این پیر سر پور سام

همی تخت یاد آیدش گر کنام

خوی مردمی هیچ دارد همی

پی نامداران سپارد همی

چنین داد مهراب پاسخ بدوی

که ای سرو سیمین بر ماه روی

به گیتی در از پهلوانان گرد

پی زال زر کس نیارد سپرد

چو دست و عنانش بر ایوان نگار

نبینی نه بر زین چون او یک سوار

دل شیر نر دارد و زور پیل

دو دستش به کردار دریای نیل

چو بر گاه باشد در افشان بود

چو در جنگ باشد سر افشان بود

رخش پژمرانندهٔ ارغوان

جوان سال و بیدار و بختش جوان

به کین اندرون چون نهنگ بلاست

به زین اندرون تیز چنگ اژدهاست

نشانندهٔ خاک در کین به خون

فشانندهٔ خنجر آبگون

از آهو همان کش سپیدست موی

بگوید سخن مردم عیب جوی

سپیدی مویش بزیبد همی

تو گویی که دلها فریبد همی

چو بشنید رودابه آن گفت‌گوی

برافروخت و گلنارگون کرد روی

دلش گشت پرآتش از مهر زال

از او دور شد خورد و آرام و هال

چو بگرفت جای خرد آرزوی

دگر شد به رای و به آیین و خوی

ادامه‌ی منوچهر

  1. بخش ۷پرستنده برخاست از پیش اوی
  2. بخش ۸رسیدند خوبان به درگاه کاخ
  3. بخش ۹چو خورشید تابنده شد ناپدید
  4. بخش ۱۰چو خورشید تابان برآمد ز کوه
  5. بخش ۱۱چو برخاست از خواب با موبدان
  6. بخش ۱۲میان سپهدار و آن سرو بن
  7. بخش ۱۳چو آمد ز درگاه مهراب شاد
  8. بخش ۱۴پس آگاهی آمد به شاه بزرگ
همه‌ی منوچهر ←

فردوسی درباره‌ی فردوسی

حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی (زادهٔ ۳۲۹ ه‍.ق، ۳۱۹ ه‍.خ - درگذشتهٔ پیش از ۴۱۱ ه‍.ق، ۳۹۷ ه‍.خ در توس خراسان)، سخن‌سرای نامی ایران و سرایندهٔ شاهنامه حماسهٔ ملی ایرانیان [است]. او را بزرگ‌ترین سرایندهٔ پارسی‌گو دانسته‌اند. نام و آوازه فردوسی در همه جای جهان شناخته و ستوده شده است. شاهنامهٔ فردوسی به بسیاری از زبان‌های زندهٔ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.