پرش به محتوای اصلی
فردوسی فردوسی

پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود

بخش ۱ - به خواب دیدن فردوسی دقیقی را

چنان دید گوینده یک شب به خواب

که یک جام می داشتی چون گلاب

دقیقی ز جایی پدید آمدی

بران جام می داستانها زدی

به فردوسی آواز دادی که می

مخور جز بر آیین کاوس کی

که شاهی ز گیتی گزیدی که بخت

بدو نازد و لشگر و تاج و تخت

شهنشاه محمود گیرنده شهر

ز شادی به هر کس رسانیده بهر

از امروز تا سال هشتاد و پنج

بکاهدش رنج و نکاهدش گنج

ازین پس به چین اندر آرد سپاه

همه مهتران برگشایند راه

نبایدش گفتن کسی را درشت

همه تاج شاهانش آمد به مشت

بدین نامه گر چند بشتافتی

کنون هرچ جستی همه یافتی

ازین باره من پیش گفتم سخن

سخن را نیامد سراسر به بن

ز گشتاسپ و ارجاسپ بیتی هزار

بگفتم سرآمد مرا روزگار

گر آن مایه نزد شهنشه رسد

روان من از خاک بر مه رسد

کنون من بگویم سخن کو بگفت

منم زنده او گشت با خاک جفت

ادامه‌ی پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود

  1. بخش ۳ - سخن دقیقیچو یک چند سالان برآمد برین
  2. بخش ۴ - سخن دقیقیچو چندی برآمد برین روزگار
  3. بخش ۵ - سخن دقیقیبرین ایستادند ترکان چین
  4. بخش ۶ - سخن دقیقیبپیچید و نامه بکردش نشان
  5. بخش ۷ - سخن دقیقیهمان چون بگفت این سخن شهریار
  6. بخش ۸ - سخن دقیقیسخن چون بسر برد شاه زمین
  7. بخش ۹ - سخن دقیقیچو آگاهی آمد به گشتاسپ شاه
  8. بخش ۱۰ - سخن دقیقیچو از بلخ بامی به جیحون رسید
همه‌ی پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود ←

فردوسی درباره‌ی فردوسی

حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی (زادهٔ ۳۲۹ ه‍.ق، ۳۱۹ ه‍.خ - درگذشتهٔ پیش از ۴۱۱ ه‍.ق، ۳۹۷ ه‍.خ در توس خراسان)، سخن‌سرای نامی ایران و سرایندهٔ شاهنامه حماسهٔ ملی ایرانیان [است]. او را بزرگ‌ترین سرایندهٔ پارسی‌گو دانسته‌اند. نام و آوازه فردوسی در همه جای جهان شناخته و ستوده شده است. شاهنامهٔ فردوسی به بسیاری از زبان‌های زندهٔ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.