پرش به محتوای اصلی
فردوسی فردوسی

داستان رستم و اسفندیار

بخش ۱ - آغاز داستان

کنون خورد باید می خوش‌گُوار

که می‌ بویِ مشک آید از جویبار

هوا پر خروش و زمین پر ز جوش

خنُک آنک دل، شاد دارد به نوش

دِرَم دارد و نُقل و جامِ نبید

سر گوسفندی تواند برید

مرا نیست، فرخ مر آن را که هست

ببخشایْ بر مردم تنگدست

همه بوستان زیر برگ گلست

همه کوه پرلاله و سنبلست

به پالیز بلبل بنالد همی

گل از نالهٔ او ببالد همی

چو از ابر بینم همی باد و نم

ندانم که نرگس چرا شد دُژَم؟

شب تیره بلبل نخسپد همی

گل از باد و باران بجنبد همی

بخندد همی بلبل از هر دوان

چو بر گل نشیند گشاید زبان

ندانم که عاشق گل آمد گر ابر

چو از ابر بینم خروش هژبر

بَدَرَّد همی باد، پیراهنش

 دِرَفشان شود آتش اندر تنش

به عشق هوا بر زمین شد گوا

به نزدیک خورشید فرمانروا

که داند که بلبل چه گوید همی؟

به زیر گل‌اندر، چه موید همی؟

نگه کن سحرگاه تا بشنوی

ز بلبل سخن گفتنی پهلوی

همی نالد از مرگِ اسفندیار

ندارد به جز ناله زو یادگار

چو آوازِ رستم، شبِ تیره، ابر

بِدَرَّد دل و گوشِ غران‌هژبر

ادامه‌ی داستان رستم و اسفندیار

  1. بخش ۳چو بگذشت شب گرد کرده عنان
  2. بخش ۴به فرزند پاسخ چنین داد شاه
  3. بخش ۵کتایون چو بشنید شد پر ز خشم
  4. بخش ۶به شبگیر هنگام بانگ خروس
  5. بخش ۷بفرمود تا بهمن آمدش پیش
  6. بخش ۸سخنهای آن نامور پیشگاه
  7. بخش ۹یکی کوه بد پیش مرد جوان
  8. بخش ۱۰چو بشنید رستم ز بهمن سخن
همه‌ی داستان رستم و اسفندیار ←

فردوسی درباره‌ی فردوسی

حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی (زادهٔ ۳۲۹ ه‍.ق، ۳۱۹ ه‍.خ - درگذشتهٔ پیش از ۴۱۱ ه‍.ق، ۳۹۷ ه‍.خ در توس خراسان)، سخن‌سرای نامی ایران و سرایندهٔ شاهنامه حماسهٔ ملی ایرانیان [است]. او را بزرگ‌ترین سرایندهٔ پارسی‌گو دانسته‌اند. نام و آوازه فردوسی در همه جای جهان شناخته و ستوده شده است. شاهنامهٔ فردوسی به بسیاری از زبان‌های زندهٔ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.