پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

قصاید

شمارهٔ ۱۱ - در منقبت علی(ع)

به مشامم نرسد بوی گلی از چپ و راست

مگر از زلف کجت سلسله بر پای صباست

در چمن بسکه نسیم تو کند غارت هوش

نفسی بوی گل از جا نتواند برخاست

حسن را این همه سامان که ز روی تو فزود

بر پریشانی گل گریه شبنم بی جاست

سرفرازی ز قدت رتبه دیگر دارد

سرو و شمشاد گر از پای نشینند رواست

خاطرم جمع شد از دغدغه مرهمیان

که سر زلف تو بر داغ دلم غالیه ساست

نمک زهر به زخم جگرم باد حرام

حسرتش گرنه به شمشیر تو خمیازه گشاست

گیسوی حور کند جذب به تقریب عبیر

گر غباری ز سر زلف تو در خاطر ماست

در سر کوی تو کارش همه شب قطره زنی است

اشک را گرچه زخون جگرم پا به حناست

شده عمری که ز کم مایگی خون جگر

قسمت اشک من از آبله های کف پاست

بس که افتاده کوی تو شدم رشک برم

به غباری که ز راه تو تواند برخاست

طبع شوخ تو گر از مطلع اول نشکفت

مطلع دیگرم از پرده دل جلوه نماست

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۱۳ - مطلع سومجلوه ات دوش که سامان چمن می آراست
  2. شمارهٔ ۱۴ - در منقبت و مدح علی(ع)اگرم نه عافیت غمت رقم خلاصی جان دهد
  3. شمارهٔ ۱۵ - در منقبت امیر مومنان علی(ع)اگر صبا بگشاید ز زلف یار گره
  4. شمارهٔ ۱۶ - در منقبت امیرمومنان علی(ع)ای لعل گرفته ز تکلم به گهر بر
  5. شمارهٔ ۱۷ - در منقبت حضرت فاطمه زهرا(س)چنان به صحن چمن شد نسیم روح‌افزار
  6. شمارهٔ ۱۸ - در منقبت امام حسن مجتبی(ع)بیا که شیشه قسم می‌دهد به عهد کهن
  7. شمارهٔ ۱۹ - مطلع دومنموده عارضت آن نور وادی ایمن
  8. شمارهٔ ۲۰ - در منقبت سیدالشهداء امام حسین(ع)به یار نامه نوشتم به خون صبر و سکون
همه‌ی قصاید ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.