پرش به محتوای اصلی
امیرعلیشیر نوایی امیرعلیشیر نوایی

غزلیات

شمارهٔ ۹۴ - تتبع خواجه

من و میل الف قامت آن حورسرشت

بر سرم چون که قضا در ازل این حرف نوشت

چشم دارم که دهد پیر مغان از سر خم

چو به رندان لحد زیر سرم باید خشت

مطلب نخل وفا از چه که دهقان قضا

هرگز این تخم عجب در چمن دهر نکشت

منم امروز و می و مغبچه و دیر مغان

شیخ و فردا طلب کوثر و رضوان بهشت

نتوان یافتن از غفلتش اندر مسجد

در حضور طلبش هست چه مسجد چه کنشت

خوب و زشتی تو وابسته به رد است و قبول

آن چو مخفی است چه دانی که که خوبست و که زشت؟

نیک و بد نیست چو در دست کسی باده بیار

فانی ار زشت خصال آمد و گر خوب سرشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۶ - نعتزهی صد پیر کنعانی مریدت
  2. شمارهٔ ۹۷ - تتبع خواجهگفتم شراب لعل تو یاقوت احمر است
  3. شمارهٔ ۹۸ - تتبع خواجهزان لعل می آلود شدم مست خرابت
  4. شمارهٔ ۹۹ - مخترعلعل تو نبات و سخنت آب حیاتست
  5. شمارهٔ ۱۰۰ - تتبع خواجهزاهدا در روضه گر می از کف دلدار نیست
  6. شمارهٔ ۱۰۱ - مخترعحسنی که دیده دید دل آن سوی مایل است
  7. شمارهٔ ۱۰۲ - مخترعباز دل تفرقه در توبه و طامات انداخت
  8. شمارهٔ ۱۰۳ - تتبع خواجهتا گدایی در میکده آیین منست
همه‌ی غزلیات ←

امیرعلیشیر نوایی درباره‌ی امیرعلیشیر نوایی

میرنظام‌الدین علی‌شیر نوایی (زادهٔ ۸۴۴ ه‍.ق در هرات - درگذشتهٔ ۹۰۶ ه‍.ق) شاعر، دانشمند و سیاستمدار برجسته روزگار فرمانروایی تیموریان و معاصر سلطان حسین بایقرا (۸۴۴ – ۹۱۱ ه‍.ق) بوده است. او مردی نیکوصفت و دانشمند و شاعر بوده اشعار بسیاری به دو زبان فارسی و جغتایی دارد؛ به همین جهت مشهور به «ذواللسانین» بود. تخلص او در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.