پرش به محتوای اصلی
الهامی کرمانشاهی الهامی کرمانشاهی

خیابان چهارم

بخش ۶۱ - امر فرمودن حضرت امام زین العابدین(ع)خاندان بنی هاشم را

برآرید از تن لباس سیاه

از آنرو که شد کشته بدخواه شاه

زنان گیسوان را به مشک و گلاب

بشویند و بندند برکف خضاب

بپوشند مردان همه رخت نو

که شد کشته ی عمر دشمن درو

به هاشم نژادان فرخنده فال

چو این مژده آمد پس از پنج سال

بکندند از بر لباس سیاه

زهی کار مختار ملت پناه

خدا باد خوشنود از آن راد مرد

که در یاری دین بسی کار کرد

چو گیتی تهی کرد از بدسگال

بپیوست با شیر یزدان و آل

کنون بازگویم که چون شد شهید

به فرخنده فالی و بخت سعید

دگر باره دستان ماتم زنم

در عیش را قفلی از غم زنم

بگویم که مختار چون داد جان

به راه حسین (ع) آن شه انس و جان

ادامه‌ی خیابان چهارم

  1. بخش ۶۳ - آغاز داستان غدر اهل کوفه با امیر مختارچه فرخنده مختار کشور پناه
  2. بخش ۶۴ - مشورت کردن بزرگان کوفهسپهدار مختار کرد آفرین
  3. بخش ۶۵ - نامه فرستادن کوفیان به مصعبکه ایدر شتاب آر فرمان تو راست
  4. بخش ۶۶ - سلاح نبرد خواستن امیر و خطاب او با جوشنوزان پس به گنجور گفتا: برو
  5. بخش ۶۷ - بیرون آمدن مختار با یارانبگفتند یاران که ای نامدار
  6. بخش ۶۸ - تنها ماندن امیر مختار و مویه گریبه یاد آمدش گویی آن رزمگاه
  7. بخش ۶۹ - مخاطبه ی امیر مختار غایبانه با ابراهیم اشترصبا هدهدم من سلیمان تویی
همه‌ی خیابان چهارم ←

الهامی کرمانشاهی درباره‌ی الهامی کرمانشاهی

میرزا احمد الهامی کرمانشاهی (زادهٔ ۱۲۶۴ هجری قمری در تویسرکان- درگذشتهٔ ۱۳۲۵ در کرمانشاه) شاعر آیینی ملقب به «فردوسى حسینى» و متخلص به «الهامی»، اصالتاً بهبهانى، زادگاه وى تویسرکان و محل سکونت وى در کرمانشاه بوده است. وی پدر شاعر معروف ابوالقاسم لاهوتی است و مهمترین اثر وی منظومهٔ چهار خیابان باغ فردوس یا شاهدنامه است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.