پرش به محتوای اصلی
الهامی کرمانشاهی الهامی کرمانشاهی

خیابان چهارم

بخش ۴۴ - (کشتن مختار چهل نفر از قاتلان ) حضرت را

بیامد زمین را بوسید و گفت:

که رازی مرا هست اندر نهفت

که خود نام آن مرد بودی هجیم

نسوزد تن او به نار جحیم

بدو گفت مختار فرخنده خوی

که راز نهان را به من بازگوی

بگفتا: یکی مرد پیشه ورم

هم از اهل این شهر و این کشورم

بود پختن نان همی پیشه ام

به آل نبی نیک اندیشه ام

مرا هست همسایه ای زشتخوی

بداندیش پیغمبر و آل اوی

کنیزی است او را که اندر نهان

بود زنده از مهر من درجهان

مرا عاشق و پای بست من است

پریشان دل او به دست من است

ولیکن من از او گریزنده ام

ابا نفس بدخو ستیزنده ام

زمن خواجه او را در این چندگاه

برد نان بسیاری ای نیکخواه

یکی روز با آن کنیزک سخن

براندم نهانی من از انجمن

که برگوی مهمان این خواجه کیست

مر این نان بسیار از بهر چیست؟

گر این راز پنهان نداری زمن

بیابی مراد دل خویشتن

زپیوند من در جهان برخوری

گر از گفته ی راست در نگذری

مرا گفت: این نان پی آن بود

که در خانه چل مرد مهمان بود

همه بد سگالان شاه شهید

بدین در همه پیروان یزید

که خواهند زی مصعب آرند روی

از آن میر گردند زنهار جوی

چو این زان کنیزک شنیدم دمان

در این پیشگاه آمدم در زمان

تو را آگهی دادم ازکارشان

ز کیش و زآیین و هنجارشان

ز خبار مختار چون این شنفت

رخ آورد سوی ابو عمرو و گفت:

که این مرد را همره خویشتن

ببر با تنی چند شمشیر زن

بکش دشمنان شهنشاه را

ممان زنده بد کیش و بدخواه را

که مزد از خدای جهانت رسد

زخیر آنچه خواهی همانت رسد

به فرمان مختار، مرد جوان

برفت و بپرداخت زیشان جهان

بیامد همه کرده ی خود بگفت

به سالار و زو آفرین ها شنفت

هم اندر زمان پور کامل رسید

به همره درش زشت مردی پلید

که با چادر و موزه بد چون زنان

به روبند رخسار کرده نهان

ادامه‌ی خیابان چهارم

  1. بخش ۴۶ - کشتن ابراهیم چهارصد و بیست نفر از قاتلان امام مظلوم رابه مقدار فرسنگی ازکوفه دور
  2. بخش ۴۷ - قتل آن ده تن که اسب به کشته ی امام شهید تاخته بودندکشان روزبانان به زنجیر در
  3. بخش ۴۸ - کشتن مختار، کشنده ی عبدالرحمن ابن عقیل راکشیدند زان پس دو مرد لعین
  4. بخش ۴۹ - جوشانیدن مختار در روغن زیتون سنان ابن انس ملعون راسنان را که زی بصره بودی روان
  5. بخش ۵۰ - روایت منهال ابن عمرونگه چون سوی خوب دیدار او
  6. بخش ۵۱ - کشتن مختار عمرو و ابن صبیحکه بد آن بد اختر هم از دشمنان
  7. بخش ۵۲ - رزم ابراهیم ابن مالک با عبید الله ابن زیادکنون ای نیوشنده بگمار هوش
  8. بخش ۵۳ - نامه نوشتن ابراهیم، به حنظله ابن عمار حاکم نصیبین و جواب اونداریم با تو سر دشمنی
همه‌ی خیابان چهارم ←

الهامی کرمانشاهی درباره‌ی الهامی کرمانشاهی

میرزا احمد الهامی کرمانشاهی (زادهٔ ۱۲۶۴ هجری قمری در تویسرکان- درگذشتهٔ ۱۳۲۵ در کرمانشاه) شاعر آیینی ملقب به «فردوسى حسینى» و متخلص به «الهامی»، اصالتاً بهبهانى، زادگاه وى تویسرکان و محل سکونت وى در کرمانشاه بوده است. وی پدر شاعر معروف ابوالقاسم لاهوتی است و مهمترین اثر وی منظومهٔ چهار خیابان باغ فردوس یا شاهدنامه است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.