پرش به محتوای اصلی
الهامی کرمانشاهی الهامی کرمانشاهی

خیابان سوم

بخش ۳۵ - حمله ی هفتم شاه مظلومان

ره پویه بر بارگی بسته شد

همه صف به بدخواه بگسسته شد

زبیم شرر بار شمشیر شاه

بد اندیش از مرگ جستی پناه

گریزنده از پیش آن شاه تفت

سپه تا به دروازه ی کوفه رفت

شنیدم در آن روز بیور هزار

به شمشیر آن شاه شد کشته زار

خداوند، سرگرم پیکار بود

که از سوی مینو ندایی شنود

بگفتندش: ای آرزومند ما

نداری مگر رای و پیوند ما؟

گرت هست، این سخت پیکار چیست؟

به خود دادن این رنج و آزار چیست؟

پدید است در پیش دست خدای

سپهر ار برآید بیفتد ز پای

تو پیمان نهادی به روز الست

که از جان بشویی در این راه، دست

من امرت نکردم که درکارزار

شوی کشته ی تیغ بدخواه زار

کنون گر زن پیمان پشیمان شدی

زمرگ جوانانت پژمان شدی

کنم زنده جانداده گان تو را

جوانان آزاده گان تو را

هم ایدون بزن بانگشان تا ز جای

جهند آن دلیران رزم از مای

بمان در جهان خوشدل و سرافراز

نسازم کم از پایگاه تو باز

همان دوستداری و محبوب ما

شه عالم و بنده ی خوب ما

چو بشنید شاه جهان این ندا

بگریید و گفت: ای یگانه خدا

زعهدی که بستم پشیمان نیم

به عشقت چنین سست پیمان نیم

گذشتم ز فرزند و مال و عیال

پی دیدن آن دل آرا جمال

گرم صدره از تن در آرند پوست

به خوشنودی دوست، نغز و نکوست

نیم شادمان جز به پیوند تو

کیم؟ بنده ی آرزومند تو

به مهرت، زما و منی رسته ای

به خورشید چون ذره پیوسته ای

بکاوندم ار، پیکر خونفشان

بجز تو نیابند از من نشان

بگفت این و کرد آن شه تشنه کام

مرآن تیغ خونریز را در نیام

ادامه‌ی خیابان سوم

  1. بخش ۳۷ - زبان حال امام مظلوم با خویش و مناجات با حضرت پروردگارنهشتی نشانی ز مردانشان
  2. بخش ۳۸ - نوحه گری ملایک برامام مظلومبگفتند: کای داور دادرس
  3. بخش ۳۹ - آمدن ضرعه بن شریک به کشتن امامگرفتی همی از زمین، گرم خاک
  4. بخش ۴۰ - آمدن ذوالجناح به بالین امام و سپردن آن حضرت سلاح امامت را بدوتنی دید مانند لاله ستان
  5. بخش ۴۱ - شهادت عبدالله بن حسین علیه السلام در آغوش پدر بزرگوارشیکی پور بودش به پرده سرای
  6. بخش ۴۲ - زخم زدن سران سپاه در قتلگاه بر آن مظلوم بیگناهزهر سو بدو ناکسان تاختند
  7. بخش ۴۳ - رفتن حضرت صدیقه ی صغرا، زینب (س) به قتلگاهدر آن دم پی دیدن روی شاه
  8. بخش ۴۴ - فرستادن عمر سعد طبیب نصاری را به کشتن شاه دینوزانسو عمر، پور بدخواه سعد
همه‌ی خیابان سوم ←

الهامی کرمانشاهی درباره‌ی الهامی کرمانشاهی

میرزا احمد الهامی کرمانشاهی (زادهٔ ۱۲۶۴ هجری قمری در تویسرکان- درگذشتهٔ ۱۳۲۵ در کرمانشاه) شاعر آیینی ملقب به «فردوسى حسینى» و متخلص به «الهامی»، اصالتاً بهبهانى، زادگاه وى تویسرکان و محل سکونت وى در کرمانشاه بوده است. وی پدر شاعر معروف ابوالقاسم لاهوتی است و مهمترین اثر وی منظومهٔ چهار خیابان باغ فردوس یا شاهدنامه است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.