پرش به محتوای اصلی
الهامی کرمانشاهی الهامی کرمانشاهی

خیابان سوم

بخش ۲۳ - حمله سوم امام تشنه کام برآن گروه زشت نام

چو شیر خدا از پی کارزار

برآهیخت آن آذر آبدار

بزد برصف کین چو باد وزان

فرو ریخت سرها چو برگ رزان

همی خورد زخم و همی کشت مرد

خود وباره گشته نهان زیر گرد

زدی هر که را تیغ بران به فرق

زتنگ ستورش برون شد چو برق

زدی هر که را برمیان تیغ تیز

دو نیمه فتادی به دشت ستیز

زگرد سواران درآن دار و گیر

رخ روشن روز شد همچو قیر

دم تیغ شاه آتشی برفروخت

تن سرکشان را سراسر بسوخت

بسا زین و توسن که شد واژگون

سوارش بزد غوطه در موج خون

چه مور و ملخ ازدم تیغ شاه

پراکنده گشتند کوفی سپاه

حسین (ع) و براسب پیمبر سوار

به کف تیغ شیر خدا استوار

به گفتن نگنجد که اندر نبرد

بدان بدسگالان یزدان چه گرد

ز بس کوشش و گرمی آفتاب

وزان خون که رفت از تنش همچو آب

چنان تشنه کامی بدو چیره گشت

که بیننده ی روشنش تیره گشت

ز سوز عطش سینه اش برفروخت

زدود دلش جان اختر بسوخت

ز تابی که بد درتن روشنش

به بر تفته شد آهنین جوشنش

عقیق لبش گشت همرنگ مشک

زبان دردهان گشت چون چوب خشک

زبس تشنگی شاه از کارزار

عنان را بتابید زی رود بار

ادامه‌ی خیابان سوم

  1. بخش ۲۵ - برگشتن امام تشنه کام از فراتدویدند یکسر برون با شتاب
  2. بخش ۲۶ - تشریف فرمایی امام به خیمه ی فرزندبیامد به بالین او کرد جای
  3. بخش ۲۷ - بی تابی شهربانو در خدمت امام و تسلی دادن حضرت او رابیامد در آن لحظه با اشک و آه
  4. بخش ۲۸ - حمله ی پنجم خسرو بی سپاه برآن مردم روسیاهنشست از بر باره ی تیز گرد
  5. بخش ۲۹ - داستان آمدن درویش بلخی به خدمت پادشاهچو درویش از خویشتن رسته ای
  6. بخش ۳۰ - در اندرز یار دیرین خویش میرزا علی دوست کرمانشاهانی متخلص به سالک گویدزخلق جهان رشته بگسیخته
  7. بخش ۳۱ - تیر زدن ابوالحنوق بیدادگریکی پیک پیکان اجل سوی او
  8. بخش ۳۲ - حمله ی ششم شاه دین بر سپاه مشرکینیکی نقطه شد میمنه و میسره
همه‌ی خیابان سوم ←

الهامی کرمانشاهی درباره‌ی الهامی کرمانشاهی

میرزا احمد الهامی کرمانشاهی (زادهٔ ۱۲۶۴ هجری قمری در تویسرکان- درگذشتهٔ ۱۳۲۵ در کرمانشاه) شاعر آیینی ملقب به «فردوسى حسینى» و متخلص به «الهامی»، اصالتاً بهبهانى، زادگاه وى تویسرکان و محل سکونت وى در کرمانشاه بوده است. وی پدر شاعر معروف ابوالقاسم لاهوتی است و مهمترین اثر وی منظومهٔ چهار خیابان باغ فردوس یا شاهدنامه است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.