پرش به محتوای اصلی
الهامی کرمانشاهی الهامی کرمانشاهی

خیابان دوم

بخش ۸۴ - پیاده ماندن مارد وسرزنش شمر

چو شمرش پیاده به هامون بدید

بشد شاد و ازدل خروشی کشید

برآورد او از گواژه زنان

به مارد چنین گفت ای پهلوان

چه آمد ترا دار و بردت چشد

همان اسب هامون نوردت چه شد

تو آنی که گفتی سرصد سپاه

به زیر آورم چون شوم رزمخواه

کنون از چه از نیزه ی یک سوار

جدا ماندی از اسب آسیمه سار

پیاده چه جویی دگرکارزار

چه کردی درآندم که بودی سوار

اگر می توانی بدین سوی پوی

برآن رهنوردت زمانی بموی

که ایدون از آن نیزه ی شصت بند

بخوابد تنت درکنار سمند

زبیغاره ی شمر شد پر ز شرم

چکید از رخانش همی آب گرم

به لشگر درش بود یک مادیان

سبک پوتر از باره ی آسمان

مرآن بادپا طاویه داشت نام

بد از مجتبی (ع) سبط خیرالانام

که او را از آن شه زروی نفاق

به غارت ببردند اهل عراق

خروشیدمارد سری پر زکین

سوی بنده ی خویش وگفت این چنین

که نسپرده ام تا ره هاویه

بیاور به نزدیک من طاویه

پرستنده آمد چو باد دمان

بیاورد زی پهنه ی آن زمان

ادامه‌ی خیابان دوم

  1. بخش ۸۶ - رفتن ح سیدالشهدا به یاری برادر و جنگ آن دو برادر با سپاه کوفیانبرآورده برنده تیغ دوسر
  2. بخش ۸۷ - آب بردن ح – ابوالفضل علیه السلام به خیامچو یک لخت شاه و سپهدار راد
  3. بخش ۸۸ - در مقدمه ی شهادت ح علی اکبر(ع) و شکایت از روزگار غدار گویدچو رزم سپهبد به پایان رسید
  4. بخش ۸۹ - در ستایش حضرت علی اکبر عالی مقدار علیه السلامهنوزش نرسته بنفشه ز گل
  5. بخش ۹۰ - اجازه ی نبرد خواستن ح علی اکبر(ع)پدر را چو در رزم بی یار دید
  6. بخش ۹۱ - رفتن ح علی اکبر علیه السلام به وداع اهل حرمچو زو بانوان آگهی یافتند
  7. بخش ۹۲ - زبانحال ام لیلی و تسلی دادن ح علی اکبر مادر خودرابگفت ای زمهر تو جان درتنم
  8. بخش ۹۳ - رفتن ح – علی اکبر به وداع امام سجاد وبازگشت به خدمت پدربه بالین اوگریه ها سرنمود
همه‌ی خیابان دوم ←

الهامی کرمانشاهی درباره‌ی الهامی کرمانشاهی

میرزا احمد الهامی کرمانشاهی (زادهٔ ۱۲۶۴ هجری قمری در تویسرکان- درگذشتهٔ ۱۳۲۵ در کرمانشاه) شاعر آیینی ملقب به «فردوسى حسینى» و متخلص به «الهامی»، اصالتاً بهبهانى، زادگاه وى تویسرکان و محل سکونت وى در کرمانشاه بوده است. وی پدر شاعر معروف ابوالقاسم لاهوتی است و مهمترین اثر وی منظومهٔ چهار خیابان باغ فردوس یا شاهدنامه است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.