پرش به محتوای اصلی
الهامی کرمانشاهی الهامی کرمانشاهی

خیابان دوم

بخش ۴۹ - آمدن شاهزاده به خدمت شهریار و برگشتنش به میدان کارزار

سپس روی و مو پر زگرد سپاه

درآن پهنه آمد به نزدیک شاه

زهر رخنه ی جوشنش خون روان

سراپاش چون شاخه ی ارغوان

فرود آمد از کوهه ای رهسپر

به پوزش برشه فرو برد سر

بگفت ای خداوند بالا وپست

ز لب تشنگی شد شکیبم زدست

زبس تشنگی رفته دستم ز کار

ببسته است برمن درکارزار

اگر بخشی ام شربتی آب سرد

نمانم ازین لشگر گشن فرد

نبود آب وآن زاده ی بوتراب

زشرم برادر پسر گشت آب

بگفت ای فروغ جهان بین من

شرارم به دل برزدی زین سخن

گرم شربتی آب می بود غش

نمی کرد نوباوه ام از عطش

هم ایدون علی شاه فرخ سرشت

تو را آب بخشد زجوی بهشت

ازین مژده شهزاده ی سرافراز

بیفکند در دشت کین ترکتاز

دگر باره پیچان سنان کرد راست

از آن سگالان هماورد خواست

هزاری چهار از سواران به تیغ

فکندند یکران بدو ایدریغ

به جانسوزی دشمن نابکار

بر آهیخت آن تیغ دشمن شکار

همی راند اسب و همی کشت مرد

همی گشت پر گرد دشت نبرد

سواران به گرد اندرش همعنان

زدندش به زوبین و تیغ وسنان

برآمد به گردون خروش تبیر

زهر سوی بروی فکندند تیر

جهان چون نیستانی از تیرشد

هوا تیره از گرد چون قیر شد

زدندش زهر سوی با تیر وتیغ

همه پیکرش چاک شد ایدریغ

تو گفتی سراپای مرد جوان

بد از تشنگی باز کرده دهان

به تن جوشنش گشته خفتان لعل

زخون سرش باره گی سرخ نعل

زبی آبی و زخم تیر وسنان

برفت از تن زورمندش توان

فرو ماند از کر و فر باره گی

بر او چیره گشتند یکباره گی

ادامه‌ی خیابان دوم

  1. بخش ۵۱ - آغاز داستان شاهزاده ی ممتحنچو قاسم پسرزاده ی مرتضی (ع)
  2. بخش ۵۲ - در اذن نبرد خواستن شاهزاده قاسمچو زد قرعه ی سوک چرخ کهن
  3. بخش ۵۳ - خواهشگری مادرح قاسمگرانمایه جفت شه دین حسن (ع)
  4. بخش ۵۴ - به یاد آمدن ح – قاسم را از وصیتنامه ی پدر بزرگوارشچو لختی ببودند زین گونه زار
  5. بخش ۵۵ - عزم رزم فرمودن ح – قاسم و گفتگوی او با عروسچو آمد به نزدیک پرده سرای
  6. بخش ۵۶ - به میدان فرستادن امام علیه السلام قاسمبه شکل کفن کرد رختش به بر
  7. بخش ۵۷ - برانگیختن عمر – ازرق شامی رابه مبارزت ح قاسمز بیمش سپهدار ناپاکزاد
  8. بخش ۵۸ - کشته شدن ازرق شامی به دست شاهزاده ی گرامیهمی گفت کز زاده ی بوتراب
همه‌ی خیابان دوم ←

الهامی کرمانشاهی درباره‌ی الهامی کرمانشاهی

میرزا احمد الهامی کرمانشاهی (زادهٔ ۱۲۶۴ هجری قمری در تویسرکان- درگذشتهٔ ۱۳۲۵ در کرمانشاه) شاعر آیینی ملقب به «فردوسى حسینى» و متخلص به «الهامی»، اصالتاً بهبهانى، زادگاه وى تویسرکان و محل سکونت وى در کرمانشاه بوده است. وی پدر شاعر معروف ابوالقاسم لاهوتی است و مهمترین اثر وی منظومهٔ چهار خیابان باغ فردوس یا شاهدنامه است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.