پرش به محتوای اصلی
الهامی کرمانشاهی الهامی کرمانشاهی

خیابان اول

بخش ۱۲۰ - بار دیگر برداشتن امام بیعت از انصار

پس آنگه دوباره به انصار گفت

که راز از شما نیز نبود نهفت

به هر جا که خواهید زین سرزمین

سپارید ره ای سواران دین

ازیدر سوی بنگه خود روید

نخواهم درین دشت بی سر شوید

چو زینسان شنیدند آزاده گان

همان با گهرها و مه زاده گان

سرشک از مژه بررخ افشان شدند

بدو بر همه آفرین خوان شدند

که شاها به پروردگار جهان

که او آفرید آشکار از نهان

اگر بد کنش آتش افروزدا

به آتش تن و جان ما سوزدا

نماییم ما مرگ خود آرزوی

زدرگاه تو بر نتابیم روی

که ما را بود مرگ خود زنده گی

پس ازمرگ یابیم پاینده گی

مبین خار برجان نثاران خویش

مران از بر خویش یاران خویش

کسی کو به دل عشق و مهر تودید

زجان و سر خویشتن پا کشید

همه جان نثاریم بر گرد تو

سبق خوان عشقیم و شاگرد تو

تو استاد عشقی و ما پیروان

به هر سو تو راییم ازپی دوان

تویی مرشد راه و ما رهسپار

تو جانان و ما جملگی جان نثار

اگر نز پی کارزار آمدیم

درین دشت بهر چه کارآمدیم؟

به عشق تو ای پادشاه امم

گذشتیم از سر در اول قدم

ز صهبای عشقت چنان بی هشیم

اگر آنکه فرمان دهی خود کشیم

وگر سوی آتش بگویی رویم

همه چون سمندر در آن بغنویم

دویی از میان رفته و ما و من

بجز تو نبینیم درخویشتن

چه کس آشنا رانده از خانه اش؟

گسسته ز زنجیر دیوانه اش؟

تو دانی که از خویش بیگانه ایم

همه آشنایان این خانه ایم

کسی کاندرین خانه بد خانه زاد

برد رسم بیگانه گی را ز یاد

درآندم که از برق پیچان سنان

ستاره به میدان نپیچد عنان

نماییم یکسر به قربانگهت

همه جان خود را نثار رهت

برجنگی ما زخون شد چو آل

هم از سم اسبان کین پایمال

شود شاد از ما به روز شمار

همان آفریننده ی مور و مار

همه سرخ رو در بر دادگر

برآریم از خوابگاه تو سر

زکردار ما پاک پیغمبرا

سرافراز گردد به محشر درا

زایشان شه دین چو زینسان شنود

بسی آفرین ها به هر یک نمود

چو دید آن خداوند فرخنده پی

که آن سالکان راه کردند طی

همه غرق یارند و خالی ز خویش

پسندند برجان خود نوش نیش

ادامه‌ی خیابان اول

  1. بخش ۱۲۲ - فرستادن امام(ع)درشب عاشورا شاهزاده علی اکبر را با جمعی دیگر به آوردن آبچو ازکار یاران بپرداخت شاه
  2. بخش ۱۲۳ - آمدن سی و دو سوار از لشگر مخالف در شب عاشورا به یاری امام(ع)گهی با خداوند خو راز راند
  3. بخش ۱۲۴ - خواندن امام اشعار چند در بی وفایی دنیادرآن شب جهانداور بی قرین
  4. بخش ۱۲۵ - ذکر روایت حضرت زینب سلام الله علیها در کیفیت شب عاشورایکی داستان دیده ام جانگزای
  5. بخش ۱۲۶ - دربیان روایت ابن نما منقول از هلال بن نافعزگفت هلال بن نافع سخن
  6. بخش ۱۲۷ - خواب دیدن امام(ع)درشب عاشوراز سویی به خیمه درون شهریار
همه‌ی خیابان اول ←

الهامی کرمانشاهی درباره‌ی الهامی کرمانشاهی

میرزا احمد الهامی کرمانشاهی (زادهٔ ۱۲۶۴ هجری قمری در تویسرکان- درگذشتهٔ ۱۳۲۵ در کرمانشاه) شاعر آیینی ملقب به «فردوسى حسینى» و متخلص به «الهامی»، اصالتاً بهبهانى، زادگاه وى تویسرکان و محل سکونت وى در کرمانشاه بوده است. وی پدر شاعر معروف ابوالقاسم لاهوتی است و مهمترین اثر وی منظومهٔ چهار خیابان باغ فردوس یا شاهدنامه است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.