پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ٧۴٨

پدر که رحمت حق بر روان پاکش باد

ز من دریغ نمیداشت پند پیرانه

چه گفت گفت که جان پدر نصیحت من

اگر قبول کنی اینت پند فرزانه

تو باز سدره نشینی فلک نشیمن تست

چرا چوکوف کنی آشیان بویرانه

مکن مقام درینخانه ایعزیز پدر

گرت که یوسف مصری شدست همخانه

مباش غره بمهر سپهر دون پرور

که پای دام کشیدست بر سر دانه

هر آن طلسم که بستند عاقلان بر هم

بسنگ تفرقه بشکست چرخ دیوانه

در آن نفس که طریق حیات بسته شود

گشایشیت نباشد ز خویش و بیگانه

پس از تو ابن یمین چون فسانه خواهد ماند

به گوش تاز تو نیکی بماند افسانه

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ٧۵٠جفت گاوی را اگر خدمت کنی سالی سه ماه
  2. شمارهٔ ٧۵١خدایگان فصیحان دهر ابن یمین
  3. شمارهٔ ٧۵٢خواجه را بین کز برای حرص و بخل
  4. شمارهٔ ٧۵٣دلا ز حال بد خود مکن جزع زنهار
  5. شمارهٔ ٧۵۴دل ابن یمین گرچه ز غصه خون همی گردد
  6. شمارهٔ ٧۵۵دی یکی گفت کابن یمین
  7. شمارهٔ ٧۵۶دی معرف به پیش آصف عهد
  8. شمارهٔ ٧۵٧روزی ز بهر تجربه بگرفتم آینه
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.