پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ۶٣۴

هر کرا با خویشتن حالی بود

کی شود خاطر ز تنهائی دژم

با خود اندر کنج عزلت سرخوشست

گر بشادی میگذارد و ر بغم

همدمی کز وی برآساید دلی

گوئیا نامد بهستی از عدم

چون نیم در بنده جاه و منصبی

سهل باشد گر نباشم محتشم

در طلبکاری مالی هم نیم

خود کفافی میرسد از بیش و کم

کنده ئی باید چو سکه تا فلک

در کف او نرم گرداند درم

بر بد و نیک جهان ابن یمین

دل منه چون هست گردان دمبدم

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۶٣۶یعلم الله که چون شباب گذشت
  2. شمارهٔ ۶٣٧یمین دولت و دین ای یگانه دو جهان
  3. شمارهٔ ۶٣٨ای صبا با صاحب صاحبقران
  4. شمارهٔ ۶٣٩ایدل ار ننگ داری از نقصان
  5. شمارهٔ ۶۴٠ای نسیم صبحدم زانجا که لطف طبع تست
  6. شمارهٔ ۶۴١ای بس که بر طریق مناجات گفته ام
  7. شمارهٔ ۶۴٢ایکه حصن حصین همی سازی
  8. شمارهٔ ۶۴٣از کریمان خواه حاجت ز آنکه نبود هیچ عیب
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.