پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

مسمطات

کار ما بالا گرفت‌!

شاه نو بر تختگه ماوا گرفت

بار دیگر حق به مرکز جا گرفت

بار دیگر کار ما بالا گرفت

آتش اندر خصم بی‌پروا گرفت

مجلس سرگشته از نو پا گرفت

کام مفسد مظهر خمیازه شد

شهر ظلم و جور بی‌دروازه شد

نام آزادی بلندآوازه شد

حمد یزدان‌، جان ملت تازه شد

شکر ایزد، کار ما بالا گرفت

آنکه کرد از نیکوئی کار وطن

آفرین‌ها بر سپهدار وطن

آنکه گشت از جان و دل یار وطن

نیز صد تحسین به سردار وطن

زین دو تن کار وطن مبنا گرفت

کار ما ترویج آئین است و بس

زین کشاکش قصد ما این است و بس

کام ما زین شهد، شیرین است وبس

ملجوئ ما حجت دین است و بس

بود لطف او که دست ما گرفت

روز شادی و سرور است ای بهار

چشم استبداد کور است ای بهار

عیش و شادی از تو دور است ای بهار

هم به تشویقت قصور است ای بهار

زانکه گردون کینهٔ دانا گرفت

ادامه‌ی مسمطات

  1. امان از من و توهیچ دانی که چه کردیم به مادر من و تو
  2. در منقبت حضرت حجة (‌ع‌)مژده که روی خدا ز پرده برآمد
  3. حسین (‌ع‌)شب است و بساط عیش، به خوبی مرتب است
  4. بلدیچار ماه است که مهمل شده کار بلدی
  5. وطن در خطر استمهرگان آمد و دشت و دمن در خاطر است
  6. ایران مال شماستهان ای ایرانیان‌! ایران اندر بلاست
  7. اعلان جنگمه شوال بیاراست سپاهی ز انجم
  8. مسمط موشح (در دو معنای متضاد: در ظاهر موافقت با جمهوری، از برداشتن کلمات اول سه مصرع اول هر بند با مصرع چهارم غزلی در مخالفت)جمهوری -‌ایران چو بود عزت احرار
همه‌ی مسمطات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.