پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

مثنویات

شمارهٔ ۴۸ - خانهٔ آهن

یکی پادشا خانه‌زآهن بساخت

شبی آتش افتاد و آهن گداخت

پژوهش گرفتندکآن از چه بود

شراری چنین بی‌امان از چه بود

پس از جهد بسیار بردند راه

به دود دل عاجزی بی گناه

ادامه‌ی مثنویات

  1. شمارهٔ ۵۰ - گل پیشرسبه ماه سفندار یک ‌سال شید
  2. شمارهٔ ۵۱ - عروسی شکوفهبه شاخ شکوفه بتابید شید
  3. شمارهٔ ۵۲ - یاران سه گانه‌:‌یکی از بزرگان سه تن داشت یار
  4. شمارهٔ ۵۳ - دیدار گرگدر ایام پیشین به زابلستان
  5. شمارهٔ ۵۴ - اسلحهٔ حیاتسگی ناتوان با سگی شرزه گفت
  6. شمارهٔ ۵۵ - عنکبوت و مگس!نگه کن بدان زشت‌خو جانور
  7. شمارهٔ ۵۶ - اتق من شر من احسنت الیهیکی مرد خودخواه مغرور دون
  8. شمارهٔ ۵۷ - ترجمهٔ اشعار شاعر انگلیسیبه قسطنطنیه بتابید ماه
همه‌ی مثنویات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.