پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

مثنویات

شمارهٔ ۲۹ - هُمر -‌اَبرخیس

ابرخیس از تفاخر با همر گفت

که‌ نتوانی‌ چو من‌ در شعر دُر سفت

من اندر ساعتی صد شعر سازم

به سالی چند دفتر می‌طرازم

تو در یک سال گویی یک قصیده

چو توکاهل‌به‌شعر اندرکه دیده‌؟

همر گفتش مگر نشنیده‌ای پیر!

حدیث ماده شیر و ماده خنزیر

در انطاکیه خوک ماده‌ای بود

زبان بر عیب شیری‌ ماده‌ بگشود

گرفت این گونه عیب از شیر ماده

که چون تو دیر در عالم که زاده‌؟

کشی بارگران حمل یکچند

پس از سالی نهی یک یا دو فرزند

دو ره در سال من زهدان گشایم

دو نوبت چارده نوباوه زایم

جوابش دادکای خوک شکم‌خوار

فزون زادن ندارد فخر بسیار

به گیتی چند تن مفلوک زایی

فزون زایی ولیکن خوک زایی

نباشد عیب من گر دیر زایم

چه غم گر دیر زایم شیر زایم

ادامه‌ی مثنویات

  1. شمارهٔ ۳۱ - در وصف استاد حسین بهزاد نقاش عالیمقامخداوند هنر، استاد بهزاد
  2. شمارهٔ ۳۲ - صخر شریدسخن صخر شرید است مثل
  3. شمارهٔ ۳۳ - زن قاضی ریبا پسرگفت زن قاضی ری
  4. شمارهٔ ۳۴ - بی خبری‌!گر بدانم که جهان دگری است
  5. شمارهٔ ۳۵ - در رثاء ایرجایرجا رفتی و اشعار تو ماند
  6. شمارهٔ ۳۶ - تنبلی عاقبتش حمالی استدو نفر بچهٔ مقبول قشنگ
  7. شمارهٔ ۳۷ - مدح و قدحدر سرای شوکت‌الدوله که بود
  8. شمارهٔ ۳۸ - بیم از بحرانپادشاهی را یکی دستور بود
همه‌ی مثنویات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.