پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

جنگ تهمورث با دیوها

در وصف کاخ پری‌بانو

...

...

...

...

...

بر در آن کاخ سیصد پاسدار

جمله برکف گرزهای گاوسار

کودکان ماهرو در پیش در

بهر خدمت تنگ بربسته کمر

با رخی چون گلستان

کرده بهر روشنی برگرد باغ

تعبیه ازگوهران شبچراغ

مجمری زرین به قندیلی بلور

هر طرف آوبخته بهر بخور

وز طلا زنجیر آن

کرده خرگاهی بپا از زر ناب

تافته از سیم و ابریشم طناب

پرده‌ها آوبخته بر نقش چین

نقش‌ها از دُرّ و یاقوت ثمین

با طراز بهرمان

هشته پیرامون خرگه تخت‌ها

روی آن از خزّ و دیبا رخت‌ها

متکاها از پرند شوشتر

باد بیزن از دُم طاوس نر

دسته‌اش گوهرنشان

بر فرازکاخ تختی لاجورد

از زر و لعل اندر آن گل‌‌های زرد

نازبالش‌ها لطیف و زرنگار

خوش ترنم قمریان مشک‌بار

از بر او پرفشان

از بر هرتخت سروی ساخته

وز زمرد برگها پرداخته

قمری زربن فشانده بر سریر

هردمی زان‌ سرو بن مشک و عبیر

از پر و بال و دهان

ییش‌هر تختی یکی خوان ظریف

وندر آن گسترده دیبایی لطیف

جام و مینا و اوانی سر بسر

از بلور و زر و سیم پرگهر

باده از هر سو روان

-ناتمام-

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.