پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

دل مادر

شکوهٔ عروس از مادر شوهر!

پیرزن صبر نمودی به جفاش

باکس آن راز نمی کردی فاش

لیک آن دختر غدار پلید

کرد با شوی شبی رازپدید

گفت مام تو مرا کشت ز غم

بس که با من کند از کینه ستم

ما نسازیم به یکجای مقر

یا مرا دار به‌بر، یا مادر

زن چو با مرد جوان آمیزد

زال باید ز میان برخیزد

من و او جمع نیاییم بهم

واندربن خیمه نپاییم بهم

می‌روم من سوی قوم از بر تو

بعد ازین آن تو و آن مادرتو

پسر این قصه چو از زن بشنید

از سر قهرگریبان بدرید

از در خیمه برون شد به ‌شتاب

رفت و با مادر خود کرد عتاب

زال از مهر جگرگوشهٔ خویش

سر به اندیشه فکند اندر پیش

دل ندادش که بگوید آن راز

که مبادا شود آن کار دراز

دختر از پیش پسر دور شود

پسرش واله و رنجور شود

هرچه گفت آن صنم کافرکیش

زال کرد آن همه در گردن خویش

تا جدایی نبود بین دو یار

بیگناهی به گنه کرد اقرار

گفت آری رخ‌بختم سیهست

من گنهکارم و او بی گنهست

راست‌می گوید و بی‌تقصیر است

گنه از مادر بی‌تدبیر است

مرد بیچاره چوبشنید سخن

رفت و بوسید سر و صورت زن

کای صنم بخش به حال تبهش

بگذر بهر خدا ازگنهش

جای شرمندگی ازآنچه شنید

تیزترشد زن بی‌شرم پلید

گفت خواهی که شوم ازتو رضا

دورکن مادر خود را ز‌ینجا

من در اینجا ننشینم با او

من درین خانه نشینم‌، یا او

مرد نادان ز سرکینه و درد

بین که با مادر بیچاره چه کرد

ادامه‌ی دل مادر

  1. افکندن مادر به وادی‌السباعشد سوار شتر آن کهنه حریف
  2. دیدار سواری ز پیر زال در بیشهشیرمردی ز سواران دلیر
  3. بانگ هاتفهاتفی گفت که ابرام بنه
  4. خاتمهای پسر مادر خود را مازار
همه‌ی دل مادر ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.