پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قصاید

شمارهٔ ۲۷۱ - تهرانی

دمادم در پی عیش و تناسانی است تهرانی

ز بغدادی و کوفی نسخهٔ ثانی است تهرانی

به هنگام حوادث گر بنای امتحان آید

چو پیش لشگر افغان‌، صفاهانی است تهرانی

گر ایرانی بود باری خراسانی و تبریزی

کجا هرگز توان گفتن که ایرانی است تهرانی

چو می‌بندد خراسانی به‌ پرخاش مغولان‌ صف

غنوده اندر آن سرداب پنهانی است تهرانی

چو آذربایجانی می‌زند با روسیان پنجه

پی یغمای رشتی و خراسانی است تهرانی

چو شیرازی کند با لشکر شیبانیان کوشش

اسیر بند غفلت‌های شیطانی است تهرانی

فنای الفت و عهد و فنای صدق و غمخواری

درست آمد که اندر دوستی فانی است تهرانی

نورزد عشق با کس جز به قصد بردن جانش

بدین معنی رفیق و عاشق جانی است تهرانی

اگر مفلس شدی یاری ز تهرانی مجو هرگز

که خصم تنگی و یار فراوانی است تهرانی

چو نادانی و تهرانی بود در قافیت یکسان

همیشه در پی ترویج نادانی است تهرانی

به هر نسبت که کردم فکر، فکرم ناتمام آمد

به‌جز این نسبت کامل که تهرانی است تهرانی

اگر تهرانیئی اندر وفاداری درست آید

مزور بایدش خواندن و الّا نیست تهرانی

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۲۷۳ - به شکرانهٔ بازوی قویبرخیز ساقیا بده آن جام خسروی
  2. شمارهٔ ۲۷۴ - نفرین به انگلستانانگلیسا در جهان بیچاره و رسوا شوی
  3. شمارهٔ ۲۷۵ - به مناسبت پیوند مصر و ایرانای لطف خوشت صیقل آیینهٔ شاهی
  4. شمارهٔ ۲۷۶ - راز طبیعتدوش در تیرس عزلت جان‌فرسایی
همه‌ی قصاید ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.