پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قصاید

شمارهٔ ۲۶۰ - همسایهٔ مزاحم

ثانی شمر لعین حسین خزاعی

بسته میان تنک بر اذیت داعی

بر سر راهم‌ بریخته‌ است‌ بسی‌ سنک

هریک چون کلهٔ حسین خزاعی

سنگ‌و سقط‌هرچه‌بوده ربخته بیرون

یک وجبی چارکی و نیم ذراعی

پیش ره مسلمین ز روی خباثت

ساخته از قلوه سنگ خط دفاعی

شمر خزاعی و نوکر و کس و کارش

موذی همچون عقار بند و افاعی

هست مساعی شه به راحت مردم

شمر خزاعی‌است‌خصم‌شاه و مساعی

داعیه‌ها دارد و صریح بگوید‌:

هست درین لکه صدهزار دواعی

جادو و جنبل کند برای ریاست

با خط عبرانی و خطوط رقاعی

خود را استاد شاه خواند و از جهل

منکر امر مطیعی است و مطاعی

آنچه ازاین احمق ... گفتم

نیست قیاسی که جمله هست مساعی

این امرای حریص دشمن شاهند

گرچه‌ عددشان خماسی است و رباعی

شاه سر است و نخاع‌، قائد لشکر

هست کشنده‌ مرض چو کشت نخاعی

بازوی شه باد از این که هست قوی‌تر

تا بفشارد گلوی شمر خزاعی

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۲۶۲ - به یاد صحبت اخوان و اطاق آفتاب روی تهرانروزگار آشفتگی دارد بسر، کو همدمی
  2. شمارهٔ ۲۶۳ - خواطر و آراءز تقوی عمر ضایع شد، خوشا مستی و خودکامی
  3. شمارهٔ ۲۶۴ - هوس شاعرگر به کوه اندر پلنگی بودمی
  4. شمارهٔ ۲۶۵ - دامنه البرزباد صبح ازکوهسار آید همی
  5. شمارهٔ ۲۶۶ - دل شکستهبدرود گفت فر جوانی
  6. شمارهٔ ۲۶۷ - خصم خردمخور تا توانی می اندر جوانی
  7. شمارهٔ ۲۶۸ - شمار گیتیجهانا چه مطبوع و خرم جهانی
  8. شمارهٔ ۲۶۹ - گلچین جهانبانیقبلهٔ ادب و عشقست گلچین جهانبانی
همه‌ی قصاید ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.