فهرست اشعار
- بخش اول - قسمت اول پروردگار یگانه و یاور را سپاس و درود وی بر سرورمان محمد و تبار او باد. اما بعد، پس از آن که من از تالیف کتاب «المخلاه » فارغ شدم - همان کتاب که از هر چیزی نیک ترین و شیرین ترینش را در خود دارد و در آغاز جوانی بدان پرداخته ام و آن را تکه تکه گرد کرده، انتظ
- بخش اول - قسمت دوم ابوالربیع زاهد به داود طائی گفت: مرا پندی ده. گفت: از دنیا روزه بگیر و افطارات را آخرت نه. از مردمان نیز چونان بگریز که از شیر شرزه.
- بخش دوم - قسمت اول افلاطون گفت: عشق نیروئی غریزی است که از وسوسه های خواستن و سایه های خیال عاید صورت طبیعی گردد. و دلیران را بزدلی آرد و بزدلان را دلیر کند و هر انسانی را خویی بخشد، که عکس خوی او بود.
- بخش دوم - قسمت دوم خبرم مپرس از من چو مقابل من آئی
- بخش سوم - قسمت اول گر قسمت ما از تو جفا افتاده است
- بخش سوم - قسمت دوم ای ماهتاب شبان تاری، از زمان دوری دمی خیالت رهایم نکرده و بغمانم فزوده است.
- بخش چهارم - قسمت اول در کامل پیرامن حوادث سال دویست و هشتاد و پنج آمده است که: در این سال، در بصره بادی وزیدن گرفت زرد، سپس سبز شد و پس از آن سیاه، بعد از آن باران پی درپی آمد و تگرگی بارید که هر دانه اش صد و پنجاه درم وزن داشت.
- بخش چهارم - قسمت دوم سخن گرچه هر لحظه دلکش تر است
- بخش پنجم - قسمت اول گر ندارم از شکر جز نام بهر
- بخش پنجم - قسمت دوم پاک بازم آرزوی دل نمیدانم که چیست
متن اشعار به نقل از گنجور.