پرش به محتوای اصلی
باباافضل کاشانی باباافضل کاشانی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۸۱

رفتم به سر تربت محمود غنی

گفتم که چه برده ای ز دنیای دنی؟

گفتا که دو گز زمین و ده گز کرباس

تو نیز همین بری، اگر صد چو منی

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۸۳ای ناطق اگر به مرکز جسمانی
  2. رباعی شمارهٔ ۱۸۴ای نفس گذشت عمر در حیرانی
  3. رباعی شمارهٔ ۱۸۵گر با تو فلک بَدی سِگالد، چه کنی؟
  4. رباعی شمارهٔ ۱۸۶ای دل ز غبار تن اگر پاک شوی
  5. رباعی شمارهٔ ۱۸۷تا خاص خدای را تو از جان نشوی
  6. رباعی شمارهٔ ۱۸۸ای لطف تو دستگیر هر خود رایی
  7. رباعی شمارهٔ ۱۸۹تا دیدهٔ دل ز دیده‌ها نگشایی
  8. رباعی شمارهٔ ۱۹۰زنهار در این راه مجازی نائی
همه‌ی رباعیات ←

باباافضل کاشانی درباره‌ی باباافضل کاشانی

افضل الدین محمد بن حسین بن محمد مَرَقی کاشانی معروف به بابا افضل ( زاده نیمۀ اول قرن شش، فوت حدود ۶۱۰ ه.ق.)، فیلسوف و حکیم بزرگ ایرانی است که تعداد زیادی رباعی به او نسبت داده شده است. از جزئیات زندگی او تقریباً هیچ چیز روشنی در دست نیست، بر اساس قراین در اوایل قرن هفت مقارن حملۀ سراسری چنگیز به ایران زمین، بابا افضل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.