پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

قطعات

شمارهٔ ۱۴ - و له علیه الرحمه

خوش آمد این کهن رسمم از آنان

که خود را از بزرگان می‌شمارند

که چون بیرون روند از ملک ناچار

به جای خود، بزرگی باز دارند

که هر جا نخل بخل و ظلم بینند

کنند و تخم جود و عدل کارند

ز پا افتادگان را، دست گیرند؛

به کار دستگیری، پافشارند

به درد بیدلان، درمان فرستند؛

به زخم بی‌کسان، مرهم گذارند

نه اینان، کز قضای آسمانی؛

کنون در شهر ایران شهریارند

به شمع مجلس دانش، نسیمند؛

به چشم مردم دانا، غبارند!

جهان کرده چو ابر تیر ماهی

سیاه و قطره‌ای هرگز نبارند

به شهری چون روند از شهری، آنجا

ز خود ناکس‌تری را برگمارند

کز آن هر شیوهٔ ناخوش که بینند

به نَبّاشِ نخستین رحمت آرند

غرض، آیین مردی این نباشد

که مردان جان به نامردان سپارند!

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۶ - تاریخ وفات درویش مجید علیه الرحمه (۱۱۸۶ ه.ق)حیف و صد حیف که از کجروشیهای سپهر
  2. شمارهٔ ۱۷ - بتاریخ مولود پسران خود گفته (۱۱۹۴ ه.ق)شکر آذر، که شب هشتم ماه آذار
  3. شمارهٔ ۱۸ - خواجه ی نوکیسهشبی بخلوتی از چشم تنگ چشمان دور
  4. شمارهٔ ۱۹ - نامه به صباحیصبح است صبا، کوش که این نظم کنی گوش
  5. شمارهٔ ۲۰ - و له فیه داد و دهشخلاف ظالم و ممسک، بچشم هوشمند آذر؛
  6. شمارهٔ ۲۱ - و له قطعه عینکصاحبا! ای ز دیدن رویت
  7. شمارهٔ ۲۲ - تاریخ فوت محمد قلی بیگ (۱۱۷۹ه.ق)آه، که ابری سیه، بست تتق در چمن
  8. شمارهٔ ۲۳ - فی المقطعاتالا ای نسیم سحر، پیش از آن
همه‌ی قطعات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.