پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

قصاید

شمارهٔ ۲۱ - غزل

جان ز من خواسته جانان چه کنم؟!

چه کنم گر ندهم جان چه کنم؟!

منع دل می‌کنم از عشق، ولی

چون دلم نیست به فرمان چه کنم؟!

پیرم و، عشق جوانی دستم

برندارد ز گریبان، چه کنم؟!

باورم نامد از او عهد، ولی

خورد سوگند به قرآن چه کنم؟!

جان برآمد ز تن و برناید؛

دل از آن چاه زنخدان چه کنم؟!

وعدهٔ قتل به من داده، اگر

شود از وعده پشیمان چه کنم؟!

طشت رسوایی‌ام از بام افتاد

عاشقم آذر پنهان چه کنم؟!

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۲۳ - در تهنیت فرزندان فرمایدصباح عید صبوحی طلب، صحیح و سقیم
  2. شمارهٔ ۲۴ - در مدح مسیح عهد و بطلمیوس عصر اقلیدس دوران میرزا محمد نصیر طبیب فرمودهفرود آمد چو شاه اختران، زین نیلگون توسن
  3. شمارهٔ ۲۵ - وله قصیدهشاها ز کاسه ی سر دشمن، شراب خواه؛
  4. شمارهٔ ۲۶ - قصیده در مدح شاه غریبپیش که شاه اختران، تیغ کشد به لشکری؛
  5. شمارهٔ ۲۷ - قصیده در تعریف میرزا نصیر طبیب اصفهانیاز صفاهان، بوی جان آید همی؛
  6. شمارهٔ ۲۸ - قصیده در تعریف احمدخان خویی دنبلی - ماده تاریخ ۱۱۹۱ ه.قچو مهر باختری، همچو ماه کنعانی
  7. شمارهٔ ۲۹ - و له طاب ثراهای تو ثانی مه کنعانی
همه‌ی قصاید ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.