پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش هشتم

بخش ۴ - الحكایة و التمثیل

بود مردی چست خوش خوش نام او

حق تعالی کرده نامش دام او

گر کسی در جانش آتش میزدی

او نرنجیدی و خوش خوش میزدی

خانهٔ بودش فرو افتاد پاک

ماند فرزند و زنش در زیر خاک

ایستاده بود خوش خوش برکنار

وانگهی میگفت خوش خوش اینت کار

چون همه چیزی ز پیشان دید او

قول خوش خوش گفتن آسان دید او

گر چو خوش خوش خوش نبینی هر چه هست

خوش خوشی در ناخوشی افتی بشست

گر شود همچون زمین پست آسمان

تو خوشی خود طلب کن از میان

ادامه‌ی بخش هشتم

  1. بخش ۶ - الحكایة و التمثیلناگهی معشوق طوسی را مگر
  2. بخش ۷ - الحكایة و التمثیلبود مجنونی بدست آئینهٔ
  3. بخش ۸ - الحكایة و التمثیلسجدهٔ میکرد ابلیس لعین
  4. بخش ۹ - الحكایة و التمثیلگفت یک روزی سلیمان کای اله
همه‌ی بخش هشتم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.