پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش سی و سوم

بخش ۳ - الحكایة ‌و التمثیل

گفت محمود آن خدیو کامگار

میخرید از بهر خود برده هزار

پس ایاز پاک دل را آن زمان

در مکاس جمله بستد رایگان

آن غلامان میشدند از دور پیش

عرضه میکردند خصلتهای خویش

گفت آن یک من کمانکش آمدم

گفت این در تیر آرش آمدم

گفت آن یک نیزهٔ گردان مراست

گفت این یک خنجر بران مراست

گفت این یک من بدرم صد مصاف

گفت آن یک بشکنم من کوه قاف

گفت مردی از سر طعنه مگر

کای ایاز اینجا چه داری تو هنر

گفت ای سائل هنر دارم یکی

کز دو عالم بهتر ارزد بیشکی

بود جاسوسی مگر بشنود راز

رفت و گفت آن راز با محمود باز

شه بخواند او را و گفتش ای غلام

چه هنر داری بگو با من تمام

گفت اگر تاج خودم بر سر نهی

جایگه سازی مرا تخت شهی

هفت کشور زیر فرمانم کنی

بر همه آفاق سلطانم کنی

من نیفتم در غلط تا زنده ام

زآنکه من دانم که دایم بنده ام

در زمین و آسمان خاص و عام

نیست از فرمان بری برتر مقام

ادامه‌ی بخش سی و سوم

  1. بخش ۵ - الحكایة ‌و التمثیلبود آن دیوانهٔ از عشق مست
  2. بخش ۶ - الحكایة ‌و التمثیلبود اندر خدمت سلطان کسی
  3. بخش ۷ - الحكایة ‌و التمثیلعاشقی میرفت سوی حج مگر
  4. بخش ۸ - الحكایة ‌و التمثیلموسی عمران همی شد سوی طور
  5. بخش ۹ - الحكایة ‌و التمثیلعشق لقمان سرخسی زور کرد
همه‌ی بخش سی و سوم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.