پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش بیست و هشتم

بخش ۵ - الحكایة و التمثیل

گفت روزی پادشاه عصر خویش

بر کنار بام شد بر قصر خویش

کودکی را دید زیبا و لطیف

مشت میزد سخت پیری را ضعیف

زیر قصر آمد وزو پرسید حال

کز چه او را میدهی این گوشمال

گفت او را میبباید زد بسی

تا نیارد کرد این دعوی کسی

دعوی عشق منش میبوده است

پس سه روز و شب فرو آسوده است

نه طلب کرده مرا نه جسته باز

مانده در عشق این چنین آهسته باز

از همه عالم گزیده‌ست او مرا

شد سه روز اکنون که دیده‌ست او مرا

کرده او دعوی من از دیرگاه

زین بتر در عشق کی باشد گناه

شاه گفتا زین بتر باید زدن

هر دم از نوعی دگر باید زدن

صبر از معشوق عاشق چون کند

کی تواند کرد تا اکنون کند

هرکه بی معشوق میگیرد قرار

کی توان بر ضرب کردن اختصار

زان که هر کو نان این دیوان خورد

بس قفا کو در قفای آن خورد

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.