پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش بیست و پنجم

بخش ۲ - الحكایة و التمثیل

شیر دین سفیان ثوری شمع شرع

گفت قوم خویش را کای جمع شرع

لذت و خوشّی خوردن در طعام

بیش چندان نیست کز لب تا بکام

این قدر ره صبر کن آسان بود

تا خوش و ناخوش ترا یکسان بود

میزنی بیهوده همچون سگ تگی

تو کئی در صورت مردم سگی

تا ترا یک استخوان آید بدست

عمر و جانت از دست شد ای سگ پرست

تو همای روح را ده استخوان

زانکه بس افسوس باشد سگ بدان

قوت مردان روح را جان دادنست

چیست قوت تو به سگ نان دادنست

ای به سگ مشغول گشته ماه و سال

چند خواهی بود با سگ در جوال

گر به امر سگ شوی در کار تیز

از سگان خیزی به روز رستخیز

ادامه‌ی بخش بیست و پنجم

  1. بخش ۴ - الحكایة و التمثیلآن یکی را دیگری سخت
  2. بخش ۵ - الحكایة و التمثیلبود برنائی بغایت کاردان
  3. بخش ۶ - الحكایة و التمثیلدر رهی می‌شد سنایی بی‌قرار
  4. بخش ۷ - الحكایة و التمثیلمرگ را مردی بجان مشتاق شد
همه‌ی بخش بیست و پنجم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.