پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش شانزدهم

بخش ۲ - الحكایة و التمثیل

گفت یک روزی همایی میپرید

لشکر محمود هرکورا بدید

سر بسر در سایهٔ او تاختند

خویش را بر یکدیگر انداختند

تا ایاز آمد بر مقصود شد

در پناه سایهٔ محمود شد

پس دران سایه میان خاک راه

هر زمان در سر بگشتی پیش شاه

آن یکی گفتش که ای شوریده رای

نیست آنجا سایهٔ پرهمای

گفت سلطانم همای من بسست

سایهٔ او رهنمای من بسست

چون بدانستم که کار اینست و بس

در دو عالم روزگار اینست و بس

سر نپیچم هرگز از درگاه او

میروم بی پاو سر در راه او

ادامه‌ی بخش شانزدهم

  1. بخش ۴ - الحكایة و التمثیلآن یکی حمال خوش بنشسته بود
  2. بخش ۵ - الحكایة و التمثیلخونئی را زار میبردند و خوار
  3. بخش ۶ - الحكایة و التمثیلاز نیاز بندگی آن پادشاه
  4. بخش ۷ - الحكایة و التمثیلکاملی گفته‌ست دانی مرد کیست
  5. بخش ۸ - الحكایة و التمثیلعیسی مریم بخواب افتاده بود
  6. بخش ۹ - الحكایة و التمثیلکرد پیغامبر مگر روزی گذر
  7. بخش ۱۰ - الحكایة و التمثیلبود شهری بس قوی اما خراب
همه‌ی بخش شانزدهم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.