پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش سیزدهم

بخش ۳ - الحكایة و التمثیل

در رهی محمود میشد با سپاه

دید پیری پشته در بسته براه

پیش اوشد خسرو صاحب کمال

گفت ای پیر این چه داری در جوال

گفت تا شب ای شه پیروز من

خوشه بر میچیده ام امروز من

این جوال از خوشه پر درکرده ام

روی سوی طفلکان آورده ام

تا جوینی سازم این اطفال را

ای گرامی با تو گفتم حال را

شاه گفتش از برای توشه تو

از کجا بر چیدهٔ این خوشه تو

گفت بی شک چون مسلمانی بود

از زمینی کان نه سلطانی بود

زانکه باشد آن زمین بی شک حرام

کی نهم من در زمین غصب گام

هم نباشد خوشهٔ ایشان حلال

گر خورم زینجا بود وزر و وبال

شاه گفت ای بدگمان ناتمام

مال سلطان را چرا گوئی حرام

گفت با پیری و ضعف و افتقار

آیدم از مال سلطانیت عار

زان ندارم لقمهٔ خود را روا

کرده ام دایم برین حق را گوا

تو که داری این همه پیل و سپاه

هفت کشور را توئی امروز شاه

نیست شرمت با همه ملک جهان

از جهان قسمت ستانی هر زمان

روز و شب از مال درویشان خوری

روزی از خون دل ایشان خوری

میستانی گاه از ده گه ز شهر

زر بزخم چوب از مردم به قهر

عالمی بر هم نهی وزر و وبال

گوئی این مال منست آنگه حلال

اینهمه ملک و ضیاع و کار و بار

کاین زمانت جمع شد ای شهریار

مادرت از دوک رشتن گرد کرد

یا پدر از دانه کشتن گرد کرد

میبری مال مسلمانان به زور

گوئیا ایمان نداری تو به گور

صد هزاران خصم درهم میکنی

تا که یک لقمه مسلم میکنی

هر که در آفاق سلطان آمدست

سرور جمله سلیمان آمدست

او برای قوت خود زنبیل بافت

نه چو تو قالی قال و قیل بافت

کار اوآمد بیک زنبیل راست

وان تو ناید بپانصد پیل راست

گرچه درویشم من و فرتوت تو

ننگ دارم گر خورم از قوت تو

تو که داری این همه وان تو نیست

جز گدائی هیچ درمان تو نیست

چون کنی دون همتی خود نظر

پس بعالی همتی من نگر

مال و ملکت میبباید سوختن

پادشاهی از منت آموختن

این بگفت ودرگذشت از پیش شاه

شاه میکرد از پسش حیران نگاه

از کمال آن سخن وز رشک او

شد چو باران بهاری اشک او

مرغ همت خاصه در راه صواب

دانهٔ بر دام داند آفتاب

ادامه‌ی بخش سیزدهم

  1. بخش ۵ - الحكایة و التمثیلکردروزی چند سارخگی قرار
  2. بخش ۶ - الحكایة و التمثیلپادشاهی در رهی میشد پگاه
همه‌ی بخش سیزدهم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.