پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش اول

بخش ۲ - الحكایة و التمثیل

ظالمان کردند مردی را اسیر

ریختند آبی برو چون زمهریر

میزدندش چوب و او میگفت زار

دست من گیر ای خدای کامگار

شیخ مهنه میگذشت آنجایگاه

خادمی گفتش که ای سلطان راه

گر از ایشانش شفاعت میکنی

همچنان دانم که طاعت میکنی

این شفاعت گفت چون آرم بجای

کین زمان یاد آمد او را از خدای

هر کرا این لحظه آید یاد ازو

دل دریده سر بریده باد ازو

یاد آن بهتر که آرام آورد

مار را چون مور در دام آورد

ادامه‌ی بخش اول

  1. بخش ۴ - الحكایة و التمثیلآن یکی درخواند مجنون را ز راه
  2. بخش ۵ - الحكایة و التمثیلچون ز لیلی گشت مجنون بی قرار
  3. بخش ۶ - الحكایة و التمثیلپیره زالی برد پیش بوسعید
  4. بخش ۷ - الحكایة و التمثیلپادشاهی دختری دارد چو ماه
همه‌ی بخش اول ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.