پرش به محتوای اصلی
عطار

عطار

باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق

۷۰ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ جانی دارم عاشق و شوریده و مست
  2. شمارهٔ ۲ جز تشنگی تو هوسم مینکند
  3. شمارهٔ ۳ نه دل دارم نه چشم ره بین چکنم
  4. شمارهٔ ۴ امروز منم وصل به هجران داده
  5. شمارهٔ ۵ جسمی است هزار چشمه خون زاده درو
  6. شمارهٔ ۶ چون کس بنداند آنچه من دانم ازو
  7. شمارهٔ ۷ من این دل بسته را کجا خواهم برد
  8. شمارهٔ ۸ چون مرغ دلم به دام هستی در شد
  9. شمارهٔ ۹ نه بستهٔ پیوند توانم بودن
  10. شمارهٔ ۱۰ ما هر ساعت ذخیرهٔ جان بنهیم
  11. شمارهٔ ۱۱ جان تشنگی همه جهان میآرد
  12. شمارهٔ ۱۲ جانا! جانی عاشق روی تو مراست
  13. شمارهٔ ۱۳ در هر دو جهان گر آرزویی جویم
  14. شمارهٔ ۱۴ در پرده درونِ دل ریشت بینم
  15. شمارهٔ ۱۵ از چشم خوشت بسی شکایت دارم
  16. شمارهٔ ۱۶ جانا! مددی به عمر کوتاهم ده
  17. شمارهٔ ۱۷ تن زیر امانت تو خاکِ در شد
  18. شمارهٔ ۱۸ بی چهرهٔ تو در نظری نتوان دید
  19. شمارهٔ ۱۹ هم بادیهٔ عشق تو بی پایان است
  20. شمارهٔ ۲۰ در عشق تو دل زیر و زبر باید برد
  21. شمارهٔ ۲۱ جان پیش تو بر میان کمر خواهم داشت
  22. شمارهٔ ۲۲ گر دیده به تو راه توانستی کرد
  23. شمارهٔ ۲۳ کو پای که از دست تو بگریختمی
  24. شمارهٔ ۲۴ چون درد ترا من به دعا میطلبم
  25. شمارهٔ ۲۵ یا در پیشم چو شمع بنشان و بکش
  26. شمارهٔ ۲۶ از خود خبرم ده که ز خود بیخبرم
  27. شمارهٔ ۲۷ خورشید رخ تو در نظر خواهم داشت
  28. شمارهٔ ۲۸ چون من به تو در همه جهانم زنده
  29. شمارهٔ ۲۹ جان رسته ازین قالب صد لون به است
  30. شمارهٔ ۳۰ چون دل غم تو به جان توانست کشید
  31. شمارهٔ ۳۱ در عشق تو از بس که جنون آرم من
  32. شمارهٔ ۳۲ گه پیش در تو در سجود آمدهام
  33. شمارهٔ ۳۳ کو کوی تو تا به فرق بشتافتمی
  34. شمارهٔ ۳۴ جانا چو نه پنهان و نه پیدا باشی
  35. شمارهٔ ۳۵ نه غیر تو را با تو اثر میبینم
  36. شمارهٔ ۳۶ در بند نیم ز هیچ کس میدانی
  37. شمارهٔ ۳۷ چون راه تو را هیچ سر و پایان نیست
  38. شمارهٔ ۳۸ گر دل خواهی بیا و بپذیر و بگیر
  39. شمارهٔ ۳۹ تا جاندارم گردِ تو میخواهم تاخت
  40. شمارهٔ ۴۰ ما نقطهٔ جان وقف بلای تو کنیم
  41. شمارهٔ ۴۱ قومی که به هم میبنشینند ترا
  42. شمارهٔ ۴۲ چون نعره زنان قصد به کوی تو کنیم
  43. شمارهٔ ۴۳ عاشق که همه جهان به روی تو بداد
  44. شمارهٔ ۴۴ با عشق تو ملک جاودان میچکنم
  45. شمارهٔ ۴۵ شوقی که مرا در طلب روی تو خاست
  46. شمارهٔ ۴۶ از عشق تو روی بر زمینم بنشین
  47. شمارهٔ ۴۷ نادیده ترا دیدهٔ من دل برخاست
  48. شمارهٔ ۴۸ ای تیرگی زلف توام دین افروز
  49. شمارهٔ ۴۹ گفتم به بر سوختهٔ خویش آیی
  50. شمارهٔ ۵۰ ای لعل توام به حکم ایمان داده
  51. شمارهٔ ۵۱ آن غم که ز تو بر دل پرخون منست
  52. شمارهٔ ۵۲ در عشق تو نیم ذرّه سرگردانی
  53. شمارهٔ ۵۳ در عشق تو عقل با جنون خواهم کرد
  54. شمارهٔ ۵۴ تا بتوانم ازان جمال اندیشم
  55. شمارهٔ ۵۵ بی روی تو یک لحظه نمیشاید زیست
  56. شمارهٔ ۵۶ ای بس که به هر تکی دویدم بی تو
  57. شمارهٔ ۵۷ جانا ز ره دراز میآیم من
  58. شمارهٔ ۵۸ در عشق تو کارم به هوس برناید
  59. شمارهٔ ۵۹ با عشق تو دست در کمر خواهم کرد
  60. شمارهٔ ۶۰ گه نعره زن قلندرت خواهم بود

متن اشعار به نقل از گنجور.