فهرست اشعار
- بیان وادی حیرت بعد ازین وادی حیرت آیدت
- حکایت دختر پادشاه که بر غلامی شیفته شد و تحیر غلام پس از وصل در عالم بیخبری «خسروی کافاق در فرمانش بود
- مادری که بر خاک دختر میگریست مادری بر خاک دختر میگریست
- گفتار یک صوفی با مردی که کلیدش را گم کرده بود صوفیی میرفت، آوازی شنید
- حکایت شیخ نصر آباد که پس از چهل حج طواف آتشگاه گبران میکرد شیخ نصرآباد را بگرفت درد
- نومریدی که پیر خود را به خواب دید نو مریدی بود دل چون آفتاب
متن اشعار به نقل از گنجور.