پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بیان وادی فقر

گفتار معشوق طوسی (محمد) با مریدش

یک شبی معشوق طوس، آن بحر راز

با مریدی گفت دایم در گداز

تا چو اندر عشق بگدازی تمام

پس شوی از ضعف چون مویی مدام

چون شود شخص تو چون مویی نزار

جایگاهی سازدت در زلف یار

هرک چون مویی شود در کوی او

بی شک او مویی شود در موی او

گر تو هستی راه بین و دیده ور

موی در موی این چنین بین درنگر

گر سر مویی بماند از خودیت

هفت دوزخ سر برآید از بدیت

ادامه‌ی بیان وادی فقر

  1. حکایت پروانگان که از مطلوب خود خبر می‌خواستندیک شبی پروانگان جمع آمدند
  2. گفتار مردی صوفی با کسی که او را قفا زدصوفیی می‌رفت چون بی‌حاصلی
  3. حکایت مفلسی که عاشق پسر پادشاه شد و بدین گناه او را محکوم به مرگ کردندپادشاهی ماه وش، خورشید فر
  4. سؤال پاک‌دینی از نوری دربارهٔ راه وصالپاک دینی کرد از نوری سؤال
همه‌ی بیان وادی فقر ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.